به وب سایت رسمی گروه مدرسه حقوق ، خوش آمدید  09122330365

 ضمن تشکر از شما کاربر عزیز که سایت مدرسه حقوق را جهت استفاده از خدمات ما انتخاب نموده اید به اطلاع شما میرسانیم این سایت با هدف ارتقاء سطح اطلاعات حقوقی و رفع نیازها و مشکلات حقوقی شما راه اندازی گشته و در جهت نیل به این هدف و رفع اشکالات موجود و ارائه خدمات بهتر ، رهنمودها و انتقادات و پیشنهادات شما کاربر عزیز را می طلبد . لازم بذکر است در طراحی و ارائه مطالب سعی بر رعایت سادگی و دسترسی آسان به مطالب و مشکلات متداول حقوقی گشته که جامعه بیشتر با آن دست به گریبان است.

تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

ضمنا کاربران محترم  می توانند از طریق قسمت ارتباط با ما و یا از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید و یا gmail.com@ تقاضای خود را در زمینه استفاده از خدمات وکالتی و یا مشاوره حقوقی وکلای مجرب پایه یک دادگستری عضو گروه مدرسه حقوق در تمام نقاط داخل و یا خارج از کشور و نیز در زمینه مهاجرت اعلام نمایند تا در اسرع وقت با ایشان تماس حاصل گردد .

زمان خروج فرزند از حضانت و چگونگي ملاقات والدين با او

 

زمان خروج فرزند از حضانت و چگونگي ملاقات والدين با او

متن سئوال

 

در خصوص‌ تاريخي‌ كه‌ فرزند از حضانت‌ ابوين‌ خارج‌ مي شود ظاهرا در قوانين‌ موضوعه‌ و قانون‌ مدني جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ به‌ صراحت‌ تعيين‌ تكليف‌ نشده‌ است ; در حالي‌ كه‌ ماده‌ 1193 قانون‌ مدني‌ مقرر مي دارد:همين‌ كه‌ طفل‌ كبير و رشيد شد از تحت‌ ولايت‌ خارج‌ مي شود... و ماده‌ 1177 قانون‌ مدني‌ مقرر داشته : طفل‌ بايدمطيع‌ ابوين‌ خود بوده‌ و در هر سني‌ كه‌ باشد بايد به‌ آنها احترام‌ كند. بنابه‌ مراتب‌ فوق ، مستدعي‌ است‌ درخصوص‌ سؤال هاي‌ ذيل‌ اين‌ دادگاه‌ را ارشاد فرماييد.
1 . آيا به‌ صرف‌ اين‌ كه‌ دختر يا پسر به‌ سن‌ بلوغ‌ شرعي‌ رسيده‌ است‌ از حضانت‌ ابوين‌ خارج‌ مي شود و خود،مختار است‌ كه‌ پدر يا مادر يا شخص‌ ديگري‌ را جهت‌ ادامه‌ زندگي‌ وسرپرستي‌ خود انتخاب‌ نمايد يا اين‌ كه‌ تاريخ خروج‌ از حضانت‌ حسب‌ ماده‌ 1193 قانون‌ مدني ، كبير و رشيد شدن‌ و يا اثبات‌ رشد در دادگاه‌ است ؟
2 . در صورت‌ مثبت‌ بودن‌ قسمت‌ اول‌ سؤال‌ فوق ، آيا دختري‌ كه‌ به‌ سن‌ بلوغ‌ شرعي‌ رسيده‌ و پدر و مادرش‌ به لحاظ طلاق‌ از همديگر جدا شده اند و دختر، مادر را جهت‌ نگهداري‌ خود انتخاب‌ مي كند ولي‌ از نظر پدر دختر وهمچنين‌ از نظر دادگاه ، حضور دختر در منزل‌ مادرش‌ به‌ مصلحت‌ نيست‌ و براي‌ دختر تالي‌ فاسد دارد و ممكن است‌ دختر از لحاظ اخلاقي ، منحرف‌ وفاسد شود در اين‌ مورد آيا دادگاه‌ مي تواند دختر را اجبار نمايد كه‌ در منزل پدرش‌ زندگي‌ كند.
3 . در مورد ملاقات‌ ابوين‌ با فرزند مشترك‌ خود كه‌ به‌ سن‌ بلوغ‌ شرعي‌ رسيده‌ است‌ آيا پدر و مادري‌ كه‌ طفل پيش‌ وي‌ زندگي‌ نمي كند مي تواند تقاضاي‌ اجبار طفل‌ را به‌ انجام‌ ملاقات‌ در ساعات‌ معيني‌ نمايد يا اين‌ كه‌ فرزندمخير است‌ ملاقات‌ را انجام‌ دهد و يا انجام‌ ندهد؟

 

 

 

متن پاسخ

 


1 . از ديدگاه‌ فقهي ، خروج‌ طفل‌ از تحت‌ حضانت‌ والدين ، منوط به‌ بلوغ‌ و رشد است‌ و مانند خروج‌ ازتحت‌ ولايت ، براي‌ پايان‌ دوره‌ حضانت‌ علاوه‌ بر بلوغ ، رشد نيز شرط است‌ و نظر مشهور فقهاي‌ اماميه‌ اين است : اذا بلغ‌ الولد رشيدا سقط الحضانه‌ عنه .1
بنابراين ، اگرچه‌ قانون‌ مدني‌ در مورد پايان‌ دوره‌ حضانت‌ نظر صريحي‌ ندارد و ماده‌ 1193 نيز مربوط به دوره‌ ولايت‌ است ; ليكن‌ مسأله‌ از لحاظ فقهي‌ روشن‌ است‌ و به‌ عقيده‌ فقهاي‌ عظام ، حضانت‌ با بلوغ‌ و رشدفرزندان‌ پايان‌ مي يابد و هيچ‌ كس‌ حتي‌ ابوين‌ بر وي‌ حق‌ حضانت‌ ندارد و او (خواه‌ پسر باشد يا دختر) مالك نفس‌ و اختياردار خود است‌ و در مورد اين‌ كه‌ به‌ پدر يا مادر منضم‌ شود يا به‌ هيچ‌ كدام ، مختار است .2
با اين‌ همه ، با توجه‌ به‌ ماده‌ 1210 قانون‌ مدني‌ و ديدگاه‌ فقهاي‌ عظام ، در امور غير مالي‌ رسيدن‌ به‌ سن‌ بلوغ اماره‌ رشد هم‌ تلقي‌ مي شود و كسي‌ كه‌ بالغ‌ شده‌ است‌ رشيد هم‌ تلقي‌ مي شود مگر آن‌ كه‌ دلايل‌ و قرائني‌ بر عدم رشد او باشد و عدم‌ رشد او ثابت‌ و احراز شود.3 بنابراين ، با رسيدن‌ به‌ سن‌ بلوغ‌ شرعي ، دختر و پسر ازحضانت‌ خارج‌ است‌ و در مورد اين‌ كه‌ نزد پدر يا مادر زندگي‌ كند، مختار است ، مگر اين‌ كه‌ عدم‌ رشد وي‌ توسطدادگاه‌ احراز شود و دادگاه‌ بر حسب‌ مواد 1169 تا 1173 قانون‌ مدني‌ در مورد حضانت‌ وي‌ تصميم‌ بگيرد.
2 . از لحاظ قواعد و مقررات‌ حضانت ، همان‌ گونه‌ كه‌ گفته‌ شد، حق‌ انتخاب‌ محل‌ زندگي‌ در فرض‌ سؤال‌ بادختر است‌ و نمي توان‌ وي‌ را اجبار و الزام‌ نمود. (مگر آن‌ كه‌ دادگاه‌ عدم‌ رشد او را احراز نمايد); اما طبق‌ قوانين موضوعه‌ ديگر و احكام‌ و موازين‌ شرعي‌ (همانند احكام‌ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر) دادگاه‌ و مدعي‌ العموم مي تواند بعضي‌ اقدامات‌ لازم‌ را انجام‌ دهد; البته‌ در قضيه‌ مزبور دادگاه‌ ممكن‌ است‌ همين‌ كه‌ دختر تصميم‌ نابجاو احساسي‌ مي گيرد و محلي‌ را كه‌ برايش‌ تالي‌ فاسد دارد براي‌ زندگي‌ انتخاب‌ مي كند و ترجيح‌ مي دهد، دليل‌ براين‌ واقعيت‌ تلقي‌ كند كه‌ دختر هنوز مصلحت‌ و مضرت‌ خود را تشخيص‌ نمي دهد و هنوز به‌ حد رشد نرسيده است‌ اگرچه‌ بالغ‌ شده‌ است .
3 . در مورد ملاقات‌ فرزندي‌ كه‌ بالغ‌ و رشيد نيست ، خود طفل‌ تكليف‌ و مسؤوليت‌ ندارد تا الزام‌ شود والزام‌ متوجه‌ سرپرست‌ و نگاهدارنده‌ اوست‌ كه‌ بر حسب‌ مورد زمينه‌ ملاقات‌ وي‌ با پدر يا مادرش‌ را فراهم‌ كند.اگرچه‌ در اين‌ مورد، معيار نياز عاطفي‌ و روحي‌ و مصلحت‌ طفل‌ است ; اما در مورد فرزندي‌ كه‌ بالغ‌ و رشيد است الزام‌ به‌ انجام‌ ملاقات‌ وجه‌ قانوني‌ ندارد. البته‌ ممكن‌ است‌ گفته‌ شود از باب‌ وجوب‌ اطاعت‌ فرزند از والدين ،فرزند به‌ انجام‌ اين‌ تكليف‌ شرعي‌ (ملاقات‌ با پدر يا مادر) ملزم‌ مي شود، اما بايد گفت : اولا، وجوب‌ اطاعت‌ پدرو مادر در همه‌ امور، مورد اتفاق‌ فقها نيست‌ و عموم‌ فقها قائل‌ به‌ آن‌ هستند كه‌ بر فرزند لازم‌ و تكليف‌ است‌ كاري كه‌ موجب‌ اذيت‌ والدين‌ باشد، انجام‌ ندهد. به‌ عبارت‌ ديگر، اطاعت‌ از والدين‌ در همه‌ امور واجب‌ نيست‌ بلكه اذيت‌ آن ها حرام‌ است .
ثانيا، رعايت‌ اين‌ تكليف‌ شرعي‌ بيشتر جنبه‌ اخلاقي‌ دارد و اين‌ كه‌ اثر وضعي‌ داشته‌ باشد و قابل‌ الزام‌ ازناحيه‌ دادگاه‌ باشد محل‌ ترديد است‌ و لذا اگرچه‌ عدم‌ رعايت‌ آن‌ توسط فرزند (در شرايطي‌ كه‌ موجب‌ ايذاء واذيت‌ پدر باشد) از لحاظ شرعي‌ معصيت‌ است‌ ليكن‌ نسبت‌ به‌ والدين‌ يك‌ حق‌ قابل‌ مطالبه‌ و الزام‌ نيست .

 

 
» موضوعات مطالب سایت «
 
 
مدرسه حقوق ایرانصفحه اصلی || درباره ما || پاسخ به سوالات شما || تماس با ما
feed-image