مسووليت ادارة موقوفه درصورت بلاعقبه بودن متولي

 

مسووليت ادارة موقوفه درصورت بلاعقبه بودن متولي

متن سئوال

 

در وقف‌ نامه اي‌ واقف‌ (مرحوم‌ الف ) توليت‌ را تا زمان‌ حيات‌ براي‌ خود و پس‌ از آن‌ براي‌ اولاد ذكور خود به ترتيب‌ آقاي‌ سيد حسين‌ و بعد از او براي‌ سيد حسن‌ و سپس‌ براي‌ فرزندان‌ ذكور ديگر خود و بعد براي‌ اولاد ذكورسيد حسين‌ و سپس‌ اولاد سيد حسن‌ و بدون‌ اين‌ كه‌ ذكري‌ از رسيدن‌ توليت‌ به‌ اولاد اولاد ذكور ديگر خود نمايد قيدمي نمايد كه‌ بعد از اولاد سيد حسن‌ به‌ اولاد اناث‌ واقف‌ برسد مرحوم‌ «الف » داراي‌ سه‌ فرزند پسر به‌ نام هاي‌ سيدحسين ، سيد حسن ، سيد باقر و دو دختر به‌ نام هاي‌ خديجه‌ بيگم‌ و آسيه‌ بيگم‌ بوده‌ مرحوم‌ سيد حسين‌ اولادي نداشته . سيد حسن‌ پسري‌ به‌ نام‌ سيدكاظم‌ داشته‌ و سيد كاظم‌ هم‌ فرزندي‌ به‌ نام‌ سيد رضا داشته‌ و شخص‌ اخيربلاعقبه‌ بوده ، سيد باقر فرزند ديگر واقف‌ نيز اولاد ذكوري‌ نداشته‌ لكن‌ دختري‌ به‌ نام‌ سكينه‌ بيگم‌ داشته‌ كه‌ اداره تحقيق‌ اوقاف‌ بعد از سيد رضا توليت‌ را به‌ وي‌ داده . مشاراليها نيز در سال‌ 1358 فوت‌ نموده‌ و در زمان‌ فوت‌ داراي دو پسر بود يكي‌ به‌ نام‌ سيد باقر كه‌ ايشان‌ نيز حكم‌ توليت‌ از اداره‌ تحقيق‌ دريافت‌ داشته‌ و در سال‌ 1377 از دنيارفته‌ است‌ و در حال‌ حاضر فرزند ديگر مرحومه‌ سكينه‌ بيگم‌ يعني‌ ... مدعي‌ توليت‌ بعد از برادر خود هست‌ حال سؤالات‌ زير مطرح‌ است :
1 . با توجه‌ به‌ ترتيبي‌ كه‌ واقف‌ در توليت‌ مقرر نموده‌ است‌ آيا با وجود اولاد براي‌ دختران‌ واقف‌ جايي‌ براي توليت‌ دختر مرحوم‌ سيد باقر به‌ نام‌ سكينه‌ بيگم‌ و سپس‌ فرزندان‌ وي‌ كه‌ يكي‌ از آنها خواهان‌ پرونده‌ است‌ باقي مي ماند در حالي‌ كه‌ واقف‌ حتي‌ دختران‌ خود را نيز متولي‌ قرار نداده‌ و در وقف‌ نامه‌ ذكري‌ از توليت‌ اولاد فرزندسوم‌ خود يعني‌ سيد باقر نداشته‌ در حالي‌ كه‌ از اولاد سيد حسين‌ و سيد حسن‌ به‌ عنوان‌ متولي‌ صراحتا ذكرنموده .
2 . آيا واقعا با توجه‌ به‌ متن‌ وقف‌ نامه ، واقف‌ نظر به‌ توليت‌ اولاد ذكور نداشته‌ است ؟
3 . بر فرض‌ اين‌ كه‌ دختران‌ واقف‌ نيز فوت‌ نموده‌ باشند و از آنهانيز فرزندي‌ باقي‌ نمانده‌ باشد آيا با توجه‌ به اين‌ كه‌ واقف‌ اوصافي‌ را براي‌ متوليان‌ برشمرده‌ و نظر خاصي‌ به‌ سيد حسين‌ و سيد حسن‌ و فرزندان‌ آنها داشته و ذكري‌ از اولاد اولاد ذكور ديگرش‌ نكرده‌ آيا نظر به‌ اين‌ نداشته‌ كه‌ پس‌ از اولاد سيد حسن ، توليت‌ به‌ اولاد اناث خود برسد و در صورت‌ فوت‌ اناث‌ و بلاعقبه‌ بودن‌ آنها به‌ حاكم‌ شرع ؟
4 . آيا از وقف‌ نامه‌ چنين‌ استنباط مي شود كه‌ تا نسل‌ واقف‌ چه‌ از طرف‌ ذكور و چه‌ از طرف‌ اناث‌ باقي‌ است توليت‌ با آنهاست‌ يا در واقع‌ در صورت‌ بلاعقبه‌ بودن‌ فرزندان‌ سيد حسن ، واقف‌ حكم‌ خاص‌ در توليت‌ فرزندان سيد باقر نداشته‌ و به‌ منزله‌ عدم‌ تعيين‌ متولي‌ است‌ و نوبت‌ به‌ حاكم‌ شرع‌ مي رسد؟

 

 

 

متن پاسخ

 

مقدمه : همان‌ گونه‌ كه‌ در سند وقف‌ نامه‌ منعكس‌ است‌ مرحوم‌ واقف ، توليت‌ موقوفه‌ را به‌ ترتيب‌ براي خود، فرزندش‌ سيدحسين ، فرزند ديگرش‌ سيدحسن‌ (با شرط اصلحيت‌ و اتقي‌ بودن‌ و ارشديت‌ آن‌ دو)، سپس ساير اولاد ذكور خود با شرط مذكور و بعد از آن‌ براي‌ اصلح‌ و اتقي‌ و ارشد اولاد ذكور آقا سيدحسين‌ و بعد سايراولاد ذكور سيدحسن‌ با داشتن‌ شرط مرقوم‌ و بعد از آن‌ براي‌ اصلح‌ و اتقي‌ و ارشد اولاد اناث‌ واقف‌ و بعد از آن براي‌ حاكم‌ شرع‌ شرعي‌ بلد خود قرارداده‌ است . و اگرچه‌ واژه‌ اولاد به‌ ويژه‌ زماني‌ كه‌ همراه‌ با قيودي‌ مانند«فنازلا، نسلا بعد نسل‌ و بطنا بعد بطن » باشد، اعم‌ از فرزندان‌ و فرزندان‌ فرزندان‌ نسل‌ در نسلي‌ است ; اما نه‌ تنهاچنين‌ قيودي‌ در وقف‌ نامه‌ نيست ، بلكه‌ قرائن‌ موجود در وقف‌ نامه‌ و ترتيب‌ توليت‌ مقرر در وقف‌ نامه‌ حاكي‌ ازآن‌ است‌ كه‌ منظور واقف‌ از عبارت‌ ساير اولاد ذكور خود و نيز عبارت‌ اصلح‌ و اتقي‌ و ارشد اولاد اناث‌ واقف ،اولاد بلاواسطه‌ خود بوده‌ است‌ و واژه‌ اولاد در وقف‌ نامه‌ منصرف‌ به‌ آن‌ است ; بنابراين :
1 . اگرچه‌ در وقف نامه‌ به‌ شرح‌ فوق‌ در مرحله‌ بعد از توليت‌ سيدحسن ، توليت‌ ساير اولاد ذكور واقف پيش بيني‌ شده‌ است‌ و نيز بعد از توليت‌ اولاد ذكور سيدحسن ، توليت‌ موقوفه‌ براي‌ اصلح‌ و اتقي‌ و ارشد اولاداناث‌ واقف‌ پيش‌ بيني‌ شده‌ است ، ليكن‌ (ظاهرا به‌ علت‌ عدم‌ حيات‌ آن ها يا به‌ جهات‌ ديگر) توليت‌ موقوفه عملا به‌ آن ها نرسيده‌ است ; با توجه‌ به‌ مفاد وقف‌ نامه‌ پس‌ از دختران‌ (اولاد اناث ) واقف‌ يا در فقدان‌ آن هاتوليت‌ موقوفه‌ به‌ حاكم‌ شرع‌ مي رسيده‌ است‌ و لذا جايي‌ براي‌ توليت‌ دختر مرحوم‌ سيد باقر و فرزندان‌ وي‌ باقي نبوده‌ است‌ و ادعاي‌ خواهان‌ (...) وجه‌ قانوني‌ ندارد.
2 . اگر منظور از اولاد ذكور، غير از اولاد ذكور بلاواسطه‌ خود و اولاد ذكور سيد حسين‌ و سيد حسن‌ باشد،خير.
3 . جواب‌ مثبت‌ است‌ و نظر دادگاه‌ در اين‌ قسمت‌ كاملا درست‌ است‌ و قصد واقف‌ آن‌ بوده‌ است‌ كه‌ پس‌ ازاولاد سيدحسن ، توليت‌ به‌ اولاد اناث‌ خود برسد و در صورت‌ فوت‌ اولاد اناث‌ (دختران‌ واقف ) توليت‌ موقوفه به‌ حاكم‌ شرع‌ برسد و طبق‌ مفاد وقف نامه‌ و با توضيح‌ مذكور در مقدمه ، حتي‌ اگر از دختران‌ واقف‌ نيز فرزنداني به‌ جاي‌ مانده‌ باشد توليت‌ به‌ آن ها نمي رسد.
4 . آري ، واقف‌ نظري‌ به‌ توليت‌ فرزندان‌ سيد باقر نداشته‌ و مطابق‌ وقف‌ نامه‌ پس‌ از اولاد ذكور سيدحسن ،نوبت‌ به‌ اولاد اناث‌ خود واقف‌ مي رسيده‌ و در صورت‌ عدم‌ حيات‌ آن ها نوبت‌ به‌ حاكم‌ شرع‌ مي رسد و لذا به نظر مي رسد توليت‌ مرحوم‌ سكينه‌ بيگم‌ و مرحوم‌ سيدباقر ثاني‌ خارج‌ از وقف‌ نامه‌ بوده‌ و تعيين‌ آن ها توسطشعبه‌ تحقيق‌ اوقاف‌ صرفا از باب‌ نصب‌ امين‌ براي‌ موقوفه‌ قابل‌ توجيه‌ است‌ و در هر حال ، ادعاي‌ خواهان‌ وجه قانوني‌ ندارد و در حال‌ حاضر توليت‌ موقوفه‌ در اختيار حاكم‌ شرع‌ است .

 

 
» موضوعات مطالب سایت «
 
 
مدرسه حقوق ایرانصفحه اصلی || درباره ما || پاسخ به سوالات شما || تماس با ما
feed-image