به وب سایت رسمی گروه مدرسه حقوق ، خوش آمدید  09122330365

 ضمن تشکر از شما کاربر عزیز که سایت مدرسه حقوق را جهت استفاده از خدمات ما انتخاب نموده اید به اطلاع شما میرسانیم این سایت با هدف ارتقاء سطح اطلاعات حقوقی و رفع نیازها و مشکلات حقوقی شما راه اندازی گشته و در جهت نیل به این هدف و رفع اشکالات موجود و ارائه خدمات بهتر ، رهنمودها و انتقادات و پیشنهادات شما کاربر عزیز را می طلبد . لازم بذکر است در طراحی و ارائه مطالب سعی بر رعایت سادگی و دسترسی آسان به مطالب و مشکلات متداول حقوقی گشته که جامعه بیشتر با آن دست به گریبان است.

تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

ضمنا کاربران محترم  می توانند از طریق قسمت ارتباط با ما و یا از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید و یا gmail.com@ تقاضای خود را در زمینه استفاده از خدمات وکالتی و یا مشاوره حقوقی وکلای مجرب پایه یک دادگستری عضو گروه مدرسه حقوق در تمام نقاط داخل و یا خارج از کشور و نیز در زمینه مهاجرت اعلام نمایند تا در اسرع وقت با ایشان تماس حاصل گردد .

نوع‌ و چگونگي‌ اجراي‌ طلاق‌ حاكم

 

نوع‌ و چگونگي‌ اجراي‌ طلاق‌ حاكم

متن سئوال

 

بند (ب ) ماده‌ واحده‌ قانون‌ تعيين‌ مدت‌ اعتبار گواهي‌ عدم‌ امكان‌ سازش‌ مصوب‌ 1376/8/11 مقرر داشته ، درصورت‌ امتناع‌ زوج‌ از حضور و اجراي‌ طلاق ، دفتر مراتب‌ را تأييد و به‌ دادگاه‌ صادر كننده‌ گواهي‌ اعلام‌ مي دارددادگاه‌ به‌ درخواست‌ زوجه ، زوج‌ را احضار و در صورت‌ امتناع‌ از حضور در دادگاه‌ با رعايت‌ جهات‌ شرعي ، صيغه طلاق‌ را جاري‌ و دستور ثبت‌ و اعلام‌ آن‌ را به‌ دفتر ثبت‌ طلاق‌ صادر مي كند سؤال‌ اينجاست‌ كه‌ نحوه‌ و كيفيت اجراي‌ صيغه‌ طلاق‌ در دادگاه‌ مشخص‌ نيست‌ و چگونه‌ بايد باشد توضيح‌ اين‌ كه‌ دادگاه‌ در اجراي‌ صيغه‌ طلاق‌ چه الفاظي‌ را و چگونه‌ بايد استعمال‌ نمايد و به‌ كار گيرد.

 

 

 

متن پاسخ
با مراجعه‌ به‌ ديدگاه هاي‌ فقهاي‌ عظام‌ و فتاوي‌ معتبر ملاحظه‌ مي شود كه‌ در اين‌ مسأله‌ پاسخ‌ كلي‌ وجودندارد و نظر حضرت‌ امام‌ خميني‌ (ره ) و حضرت‌ آيت‌ الله‌ العظمي‌ خامنه اي‌ (دامت‌ بركاته ) و ديگر مراجع معظم‌ تقليد نوعا بر اين‌ است‌ كه‌ طلاق‌ حاكم‌ از نظر رجعي‌ بودن‌ و نبودن‌ با طلاق هاي‌ ديگر فرقي‌ ندارد و حسب مورد ممكن‌ است‌ بائن‌ باشد يا رجعي . به‌ تعبير حضرت‌ امام‌ (ره ) تابع‌ اين‌ است‌ كه‌ چه‌ شرايطي‌ موجود باشد وچه‌ طلاقي‌ واقع‌ شود.1 البته‌ فقهاي‌ عظام‌ در موردي‌ كه‌ زوج‌ غايب‌ مفقود الاثر است‌ تصريح‌ نموده اند كه‌ طلاق حاكم‌ رجعي‌ است‌ و در زمان‌ عده‌ اگر زوج‌ برگردد حق‌ رجوع‌ دارد2 و نيز در مواردي‌ كه‌ طلاق‌ حاكم‌ به‌ واسطه امتناع‌ زوج‌ از پرداخت‌ نفقه‌ است ، بعضي‌ از فقها تصريح‌ نموده اند كه‌ طلاق‌ بائن‌ است .3 اما در موردي‌ كه‌ طلاق به‌ واسطه‌ عسروحرج‌ زوجه‌ است‌ حسب‌ اختلاف‌ موارد، ممكن‌ است‌ رجعي‌ باشد يا بائن . به‌ عبارت‌ ديگر اگراز موارد شش گانه‌ طلاق‌ بائن‌ باشد (غير بالغه ، غير مدخوله ، يائسه ، خلع ، مبارات‌ و طلاق‌ ثالث )، طلاق‌ حاكم بائن‌ است‌ وگرنه‌ در بقيه‌ موارد، طلاق‌ رجعي‌ است‌ و زوج‌ حق‌ رجوع‌ دارد. اگرچه‌ به‌ فتواي‌ بعضي‌ از مراجع عظام ، در صورت‌ رجوع‌ زوج ، حاكم‌ شرع‌ با تقاضاي‌ زن‌ مجددا او را مطلقه‌ مي كند تا سه‌ طلاقه‌ شود و امكان رجوع‌ منتفي‌ گردد.4 به‌ نظر بعضي‌ از مراجع‌ تقليد دادگاه‌ مي تواند طلاق‌ رجعي‌ يا بائن‌ بدهد (طبق‌ مصلحت‌ وضرورتي‌ كه‌ تشخيص‌ مي دهد.)5 بعضي‌ از فقها نيز معتقدند در موارد عسروحرج‌ طلاق‌ حاكم‌ بايد طلاق‌ خلع باشد يعني‌ به‌ صورت‌ طلاق‌ خلع‌ واقع‌ شود و چيزي‌ به‌ مرد بذل‌ شود تا طلاق‌ خلعي‌ و بائن‌ گردد.6
در طلاق‌ حاكم ، صيغه‌ طلاق‌ چيست ؟
به‌ نظر مي رسد منظور سؤال‌ كننده‌ مواردي‌ است‌ كه‌ خود حاكم‌ بر اساس‌ اختيار شرعي‌ زوجه‌ را طلاق مي دهد وگرنه‌ در مواردي‌ كه‌ حاكم‌ فقط زوج‌ را الزام‌ مي كند زن‌ خود را طلاق‌ دهد، چون‌ ايقاع‌ طلاق‌ توسط خودزوج‌ است‌ مسأله‌ روشن‌ است . اما در مورد اجراي‌ طلاق‌ توسط حاكم‌ بايد گفت ، به‌ عقيده‌ مراجع‌ عظام ، صيغه طلاق‌ در اين‌ مورد هم‌ فرقي‌ با ساير موارد ندارد و كيفيت‌ صيغه‌ فرق‌ نمي كند و همان‌ است‌ كه‌ در رساله هاي عمليه‌ ذكر شده‌ است .7
به‌ هر حال ، صيغه‌ مخصوص‌ طلاق‌ معمولا اين‌ است : «فلانه‌ طالق »، بنابراين ، در طلاق‌ حاكم‌ نيز گفته مي شود: «مثلا فاطمه‌ طالق‌ يا زوجه‌ فلان‌ فاطمه‌ طالق .» و در صورت‌ كه‌ طلاق‌ به‌ صورت‌ خلع‌ باشد: «زوجه‌ فلان مختلعه‌ علي‌ ما بذلت‌ فهي‌ طالق .»
بدين‌ صورت‌ كه‌ در طلاق‌ خلع ، ابتدا حاكم‌ يا هر شخص‌ ديگري‌ به‌ وكالت‌ از زوجه‌ مي گويد: «عن‌ قبل موكلتي‌ فلانه‌ بذلت‌ مهرها لزوجها فلان‌ ليخلعها عليه » و سپس‌ حاكم‌ (قاضي ) عبارت‌ اصلي‌ را بيان‌ مي كند ومي گويد: «زوجه‌ فلان‌ مختلعه‌ علي‌ ما بذلت‌ فهي‌ طالق .»
شيوه‌ دوم‌ طلاق‌ خلع‌ اين‌ است‌ كه‌ حاكم‌ (پس‌ از توافق‌ زوجه‌ بر مقدار بذل )، مي گويد: «زوجه‌ فلان‌ مختلعه علي‌ ما بذلت‌ فهي‌ طالق » و سپس‌ زوجه‌ مي گويد: «قبلت ».
توضيح : در تمام‌ موارد به‌ جاي‌ فلان‌ نام‌ زوج‌ و به‌ جاي‌ فلانه‌ نام‌ زوجه‌ آورده‌ مي شود.
در پايان‌ به‌ استفتايي‌ كه‌ از محضر مراجع‌ عظام‌ تقليد شده‌ است‌ اشاره‌ مي شود:
سؤال
1 ـ در صورتي‌ كه‌ كراهت‌ زوجه‌ نسبت‌ به‌ زوج‌ محرز گردد و زوجه‌ جهت‌ خلعي‌ شدن‌ طلاق‌ اعلام‌ بذل‌ نمايد باتوجه‌ به‌ استنكاف‌ زوج‌ آيا حاكم‌ مي تواند به‌ جاي‌ زوج‌ مستنكف‌ قبول‌ بذل‌ نموده‌ و اجراي‌ صيغه‌ طلاق‌ خلع‌ نمايد.
2 ـ هرگاه‌ طلاق‌ توسط دادگاه‌ واقع‌ گردد آيا از نوع‌ طلاق‌ رجعي‌ است‌ يا بائن ؟
3 ـ در صورتي‌ كه‌ طلاق‌ از طرف‌ دادگاه‌ واقع‌ گردد كيفيت‌ انشاي‌ صيغه‌ طلاق‌ در هر يك‌ از صور خلع‌ و غيرخلع‌ چگونه‌ است ؟8

 

آيت‌ الله‌ العظمي‌ محمدتقي‌ بهجت
«1 ـ اختيار طلاق‌ با زوج‌ است‌ و حاكم‌ شرع‌ جامع‌ الشرايط در محدوده‌ اختياراتش‌ با تشخيص‌ صحيح موضوع‌ وظيفه اش‌ را تشخيص‌ مي دهد.
2 ـ از جواب‌ قبل‌ معلوم‌ مي شود، بنابر آن‌ چه‌ نوشته‌ شده‌ خلعي‌ است‌ اگر زوجه‌ به‌ بذل‌ مراجعه‌ كند مردهم‌ حق‌ دارد رجوع‌ نمايد به‌ زوجيت‌ او.
3 ـ در رساله‌ نحوه‌ اجراي‌ طلاق‌ ذكر شده‌ است .»
آيت‌ الله‌ العظمي‌ ميرزا جواد تبريزي
«طلاق‌ زن‌ به‌ دست‌ شوهر است‌ و بايد به‌ رضايت‌ شوهر و به‌ وكالت‌ از او باشد و در غير اين‌ صورت‌ نافذنيست‌ حتي‌ اگر زوجه‌ نسبت‌ به‌ زوج‌ كراهت‌ داشته‌ باشد و اعلام‌ كند كه‌ به‌ جهت‌ طلاق‌ بذل‌ مهر مي كند، بلي‌ اگرشوهر از دادن‌ نفقه‌ امتناع‌ مي كند زن‌ به‌ حاكم‌ شرع‌ مراجعه‌ مي نمايد و حاكم‌ شرع‌ شوهر را مخير مي كند كه‌ يا به زن‌ نفقه‌ بدهد و يا او را طلاق‌ دهد چنانچه‌ شوهر به‌ هيچ‌ كدام‌ عمل‌ نكرد و امتناع‌ او براي‌ حاكم‌ شرع‌ ثابت‌ شد وانفاق‌ از مال‌ شوهر هم‌ ممكن‌ بر حاكم‌ شرع‌ و وكيل‌ او نباشد در اين‌ صورت‌ حاكم‌ شرع‌ زن‌ را طلاق‌ مي دهد وطلاق‌ در اين‌ صورت‌ طلاق‌ بائن‌ مي باشد والله‌ العالم .»
آيت‌ الله‌ العظمي‌ سيد علي‌ خامنه اي
«1 ـ بدون‌ قبول‌ بذل‌ از طرف‌ زوج‌ خلع‌ صحيح‌ نيست .
2 ـ فرق‌ نمي كند و مثل‌ ساير طلاق ها است .
3 ـ حاكم‌ شرع‌ دادگاه‌ صيغه‌ را مي داند والله‌ العالم »
آيت‌ الله‌ العظمي‌ سيد علي‌ سيستاني
«1 ـ خير.
2 ـ موارد آن‌ مختلف‌ است .
3 ـ فرقي‌ با ساير موارد ندارد.»
آيت‌ الله‌ العظمي‌ محمد فاضل‌ لنكراني
«1 ـ حاكم‌ شرع‌ به‌ مجرد كراهت‌ حق‌ مطلقه‌ نمودن‌ زن‌ را ندارد، بلي‌ در مواردي‌ كه‌ عسروحرج‌ زن‌ ثابت شود حاكم‌ شرع‌ مي تواند در صورت‌ عدم‌ امكان‌ راضي‌ نمودن‌ زوج‌ به‌ طلاق‌ و اجبار او زن‌ را مطلقه‌ نمايد.
2 ـ بستگي‌ به‌ حكم‌ دارد كه‌ اگر بدون‌ بذل‌ باشد طلاق‌ رجعي‌ مي باشد.
3 ـ فرق‌ خاصي‌ ندارد و به‌ همان‌ صورت‌ كه‌ در رساله‌ ذكر شده ، مي باشد.»
آيت‌ الله‌ العظمي‌ ناصر مكارم‌ شيرازي
«1 ـ جايز نيست‌ مگر در مواردي‌ كه‌ زوج‌ مقصر است‌ و ادامه‌ زندگي‌ با او براي‌ زوجه‌ عسروحرج‌ شديددارد.
2 ـ دادگاه‌ مي تواند طلاق‌ رجعي‌ يا بائن‌ بدهد (طبق‌ مصلحت‌ و ضرورتي‌ كه‌ تشخيص‌ مي دهد).
3 ـ در صورت‌ خلع‌ از طرف‌ زوجه‌ وكالت‌ مي گيرد و مهرش‌ را به‌ زوج‌ بذل‌ مي كند و سپس‌ از طرف‌ زوج قبول‌ مي كند و صيغه‌ طلاق‌ را جاري‌ مي كند (عن‌ قبل‌ موكلتي‌ فلانه‌ بذلت‌ مهرها لزوجها فلان‌ ليخلعها عليه ،زوجه‌ فلان‌ مختلعه‌ علي‌ ما بذلت‌ فهي‌ طالق ) و اگر طلاق‌ رجعي‌ باشد فقط مي گويد: زوجه‌ فلان‌ (مثلا فاطمه )طالق .»
آيت‌ الله‌ العظمي‌ سيد عبدالكريم‌ موسوي‌ اردبيلي
«1 ـ اگر شرايط طلاق‌ خلع‌ موجود باشد، قاضي‌ مي تواند بذل‌ را قبول‌ كرده‌ و طلاق‌ بدهد.
2 ـ طلاق‌ بائن‌ است .
3 ـ كيفيت‌ صيغه‌ فرق‌ نمي كند.»

 

 
» موضوعات مطالب سایت «
 
 
مدرسه حقوق ایرانصفحه اصلی || درباره ما || پاسخ به سوالات شما || تماس با ما
feed-image