به وب سایت رسمی گروه مدرسه حقوق ، خوش آمدید  09122330365

 ضمن تشکر از شما کاربر عزیز که سایت مدرسه حقوق را جهت استفاده از خدمات ما انتخاب نموده اید به اطلاع شما میرسانیم این سایت با هدف ارتقاء سطح اطلاعات حقوقی و رفع نیازها و مشکلات حقوقی شما راه اندازی گشته و در جهت نیل به این هدف و رفع اشکالات موجود و ارائه خدمات بهتر ، رهنمودها و انتقادات و پیشنهادات شما کاربر عزیز را می طلبد . لازم بذکر است در طراحی و ارائه مطالب سعی بر رعایت سادگی و دسترسی آسان به مطالب و مشکلات متداول حقوقی گشته که جامعه بیشتر با آن دست به گریبان است.

تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

ضمنا کاربران محترم  می توانند از طریق قسمت ارتباط با ما و یا از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید و یا gmail.com@ تقاضای خود را در زمینه استفاده از خدمات وکالتی و یا مشاوره حقوقی وکلای مجرب پایه یک دادگستری عضو گروه مدرسه حقوق در تمام نقاط داخل و یا خارج از کشور و نیز در زمینه مهاجرت اعلام نمایند تا در اسرع وقت با ایشان تماس حاصل گردد .

ه

ه

 

هامش

 

هر نوشته كه بصورت تغيير يا اضافه درحاشيه سند درج شود و جزء سند باشد.

هبهDonations entre vifs( مدني- فقه )

تمليك عين بدون عوض وبطور منجز. ماده 795 قانون مدني در تعريف آن گفته است: عقدى است كه بموجب آن يكنفر مالى را مجانا بديگرى تمليك مى كند تمليك كننده را واهب و طرف ديگر را متهب و مالى را كه مورد هبه است عين موهوبه گويند.هبه اعم از هديه است زيرا در هبه شرط نيست كه مورد آن (عين موهوب ) از مكاني بمكان ديگر نقل شود و نيز قصد اكرام و تعظيم درآن شود و حال اينكه اين هر دو در هديه شرط است به همين جهت در مال غير منقول كلمه هديه استعمال نميشود و نمي گويند باغ يا خانه را هديه كرد.

هبه به معنى اعم تمليك مال است بدون عوض ولو اينكه براى تشويق و جبران زحمت كسي باشد(جايزه) يا.بقصد قربت بعمل آمده باشد و متهب فقير باشد (صدقه)و حتي وقف هم داخل در ماهيت هبه بمعنى اعم است. در حاليكه درهبه بمعني اخص كه عين مال منتقل ميشود ماهيت وقف از آن خارج است هر چند صدقه و جايزه وهديه درآن وارد ميشوند.

هبه خفى Donation deguisee

(مدني )هبه اى كه ضمن عقد معاوضه اى صورت گيرد مثل اينكه بايع ذمه مشترى را ازثمن ابراء كند و هم چنين استصلح محاباتى 



هبه ما فى الذمه

( مدني - فقه )يعني بخشيدن دين ازطرف دائن به مديون در نتيجه اين كار ذمه مديون خلاص و فارغ ميمشود.

هبه معموم   Donation de biens a venire

(مدنى )هبه مالى كه درحين عقد هبه  وجود ندارد مانند هبه سهم الارث از طرف وارث قبل از فوت مورث. اين هبه باطل است.

هبه معوض

(مدنى- فقه) هبه عقد غير معوض است. و معنى معوض بودن هبه اين نيست كه تمليكى در مقابل تمليكى صورت گيرد و ارزشى درمقابل ارزشي قرار گيرد آنچنان كه در بيع و اجاره ديده ميشود بلكه هبه اى بشرط هبه ديگر و در نتيجه هبه اى جواب گوي هبه ديگر است نه ما لى جوابگوى مال ديگر( ماده 801 قانون مدني)



 

هبه معوضه

مرادف هبه معوض است.(رك. هبه معوض )



 

هبيريه

درهمى است اسلامى كه يزيد بن عبدالملك بدست عمر بن هبيرة زد و وزن آن شش دانق بود.


 

هتك Attenta

در لغت بمعنى پاره كردن است و در اصطلاح به معني تجاوز به اشخاص و اموال واعراض آنان وجريه دار كردن افكار عمومى است بطوريكه متجاوز مشمول كيفر مقرر در قانون جزا گردد.در اصطلاحات ذيل بكر رفته است:

هتك حرز Effraction

( حقوق جزا) راه يافتن بدرون حرز بدون اذن مالك حرز و بدون اذن قائم مقام قانوني او و بدون اذن قانون، خواه به آن حرز وارد شود يا نشود.( رك. حرز)



هتك حرمت( جزا)

اعم از افتراء و توهين است.(رك. توهين- ا فتراء)



هتك حرمت منازل( جزا)

الف- ورود مامور دولت درمنازل اشخاص بدون رضاى آنان و درغير مواردى كه قانون تجويز كرده است (قانون جزاماده 133).

ب- ورود شخص (غير مامور دولت) در منزل ديگرى بدون رضاى او يا توقف درآن بدون رضاي وى( ماده 365- 366 قانون جزا).



هتك عرض Attenta a la pudeur

(جزا) عمل مادى مخالف اخلاق كه مستقيمأ روى شخص معينى صورت گيرد (خواه آن شخص از جنس ذكور باشد يا اناث )و پاكى عرض او صدمه ديده و باصطلأح دامن او را لكه راركند. و اين معنى اعم از viol است.( رك. هتك ناموس )



 

هتك ناموس

(جزا) جرم راجع بمواقعه راگويند. viol اخص از هتك ناموس است زيرا آن عبارت است از جرم ناشى از وصال نا مشروع بازن بدون رضاى او.( رك. هتك عرض )



 هجر

( فقه )هجر بضم اول گفتن سخنان ركيك است بديگرى خواه بقصد اهانت باشد خواه نه.



 هجو

( جزا) ذكر معايب واقعى يا غير واقعى ديگرى به نظم يا نثر( ماده 272 قانون جزا).



 

هديه

( مدنى- فقه )تمليك مال منقول بطور مجاني با انتقال از موضعي بموضع ديگر بقصد اكرام و تعظيم.



هزار

پول سابق ايران كه هزار دينار مساوى يك قران بود الان هم مى گويند دوهزار (يعني دو ريال )و سه هزار بمعنى سه ريال و غيره.



 

هزينه Depense

خرج- مالى كه براى بردن سودى مصرف ميشود.درمعانى ذيل بكار رفته است: هزينه هائي كه بمناسبت اجراء يك عمل حقوقى ويا تشريفات قانونى( مانند حق-الثبت سند )ميشود Frais ناميده ميشود مانند مخارج بيع و مخارج ثبت.



هزينه اجراء

هر خرج كه متعهدله براى جريان عمليات اجرائي و وصول بموضوع اجرائيه در حدود مقررات و متعارف كرده باشد از قبيل نفقه زنداني( محكوم عليه يا متعهد ) وهزينه آگهى و دستمزد كارشناس وحق الوكاله مرحله اجرائى وكيل هزينة اجراء ناميده مي شود (ماده 29- 32 آ ئين نامه اجراء اسناد رسمى).



هزينه امور ورشكستگى

از دارائي خالص( پس ازكسر هزينه هاى مربوطه باقامه دعوى و انعقاد معاملات و پرداخت مالياتها وعوارض و اداره كردن اموال و مطبوعات و غيره ) طبق تعرفه مذكور درآئين نامه مصوب 14- 2-319 قبل از تقسيم وجوه حاصله بين صاحبان سهام از طرف اداره تصفيه برداشته ميشود كه اين برداشت را هزينه امور ورشكستگي نامند.



هزينه تأمين خواسته

( دادرسى) هزينه اى كه در خواست كننده تامين خواسته بايد بپردازد( ماده 688 آئين دادرسى مدني ).



 



هزينه تامين دليل

(دادرسي )هزينه اى كه درخواست كننده تامين دليل بايد بدهد(ماده685 آئين دادرسي مدنى ).



 



هزينه تحقيقات محلى

(دادرسى )هزينه اى كه براى بردن دادرس مجرى قرار تحقيقات  محلي به محل اجراء قرار وعودت وى به محل كار خود بايد از طرف خواهان تحقيقات محلى يا بوسيله طرفين دعوى داده شود اين هزينه را خود اصحاب دعوى مستقيما صرف مى كنند مانند پرداخت كرايه اياب و ذهاب براننده اتومبيل و غيره (ماده 435 - 717 آئين دادرسى مدني).



هزينه تفكيك( ثبت )

هزينه اى است كه اداره ثبت بابت تفكيك ملك ثبت شده به قطعات مطابق بند (ب) از آئين نامه شماره 13924 مورخ 3 -9- 22(مجموعه 1322 ص 201 )و برابر بخشنامه ثبتي  47458-17364 مورخ 22- 12- 17 و به محض وقوع تفكيك( ولو آنكه معامله اى كه اين تفكيك براى خاطر آن شده صورت نگيرد) مي گيرد اگر افراز و تفكيك در دادگاه صورت گيرد هزينه تفكيك نبايد مطالبه شود( بند دوم ازفصل 19 مجموعه سال 1343 بخشنامه هاى ثبتى).



 

هزينه حكم Frais de jugement

هزينه اي كه براى صدور حكم دادگاه بايد از طرف مدعي داده شود (ماده 683-684- 686 آئين دادرسى مدنى).



هزينه دادخواست

رك. اصطلاح شماره 2153 6152- هزينه دادرسي Depens( دادرسى )هزينه برگهائى كه بدادگاه داده ميشود( دادخواست و ضمائم )طبق ماده681- 682-689 قانون آئين دادرسى مدنى و هم چنين هزينه قرار و احكام( ماده 681- 683 ببعد آئين دادرسي مدنى ).



 



هزينه دفتر

( دادرسي) هزينه تصديق مطابقت رو نوشت با اصل و ساير تصديقاتى كه از دفتر دادگاه صادر مي شود (ماده 691- 692 آئين دادرسي مدني).



 

هزينه قرار

(دادرسى )هزينه اى كه براى صدور قرار دادگاه بايد از طرف مدعى داده شود ( ماده 687- 688 آئين دادرسى مدنى).

هزينه كفن ودفن Frais funeraires



رك. مصارف تركه ( بند ب  )



هزينه مربوط بدادرسى Frais de justice

( دادرسى) هر هزينه (غير از هزينه دادرسى و هزينه دفتر) كه مستقيما مربوط به دادرسي بوده و براى اثبات دعوى يا دفاع لازم بوده باشد از قبيل حق الزحمه كارشناس وهزينه تحقيقات محلي و غيره( ماده 717- 718 آئين دادرسي مدني).



 



هزينه مقدماتى

(ثبت )مخارجى است كه براى جريان ثبت ملك و امور ديگر بشرح ذيل و مطابق مقررات در ابتداء امر تقاضاى ثبت ( رك. بقاياى ثبتى) از متقاضى گرفته ميشود:



الف - تا دويست هزار ريال از بهاي ملك هر ده ريال ده دينار ونسبت ببالا در مازاد هر ده ريال پنج دينار
ب - هزينه تفكيك املاك ...(رك. هزينه تفكيك).

ج - هزينه تهيه رونوشت نقشه املاك...

د - هزينه آگهى تجديد تحديد حدود طبق ماده 15 اصلاحى قانون ثبت.

آئين نامه شماره 13924 مورخ 3- 9 22 و ماده 18 نظامنامه قانون ثبت.( رك. حق الثبت)



هزينه هاى عمومى

( ماليه )وجوه لازم براى گردش امور عمومى (سازمانهاى دولتي و نيازمندىهاى عمومى).



هشت يك

( مدنى )اصطلاح. تقريبا عاميانه از سهم الارث زوجه درصورتيكه اولاد براي زوج متوفاى او وجود داشت باشد. يعنى زوجه از يك هشتم جميع تركه( غير از زمين) ارث ميبرد اما از ابنيه از عين آنها ارث نميبرد ولى از قيمت آنها ارث ميبرد اصطلاح ديگر آن ثمنيه است.



هفته

هفت روز تمام است (ماده 212 آئين دادرسى مدني ).



 



همبستگى Ratio

ارتباط بين دو پديده يا دو واقعيت اقتصادى را گويند.



 

همزيستى مسالمت آميز Coexistance pacifique

يعنى دو رژيم كاملا متضاد( مانند سرمايه دارى و غير سرمايه دارى )ميتوانند روى زمين زندگى كنند وبا هم رقابت مسالمت آميز داشته باشند.



 

هم مردگى Commorientes ou comourants

(مدنى )فوت چند نفر( كه قانونآ ميتوانند از يكديگر ارث ببرند ) در حادثه واحد مانند غرق شدن با يكديگر يا زير آوار ماندن با يكديگر( ماده 873 – 874 ق- م).



 

هيات

به معنى گروه و جمعيتي كه بايد اقدامات جمعى بكنند. ودر اصطلاحات ذيل بكار رفته است مانند گروهى ازاشخاص معمولى كه در محاكمات جنائي  در حدود مقررات مخصوصي با دادرسان همكارى ميكنند. در اصطلاحات سابق (هيات قانون اساسي) شده است (اصل 79 متمم قانون اساسي).



 

هيات تجديد نظر اجرائى (ثبت)

مركب است از رئيس دادگاه شهرستان يا كارمند علي البدل و دادستان يا نماينده او و مدير ثبت محل. در جائيكه دادگاه شهرستان نباشد شكايت به نزديك ترين اداره ثبت مقر دادگاه شهرستان براى رسيدگي هيأت فرستاده ميشود دراين صورت هيات به عضويت مدير ثبت محل مقر دادگاه شهرستان تشكيل ميشود(ماده 127 آئين نامه اجراء مفاد اسناد رسمى مصوب 28-9-1322 ).



 



هيات حل اختلاف

(كار) هيئت حل اختلاف مركب است از سه نفر نمايندگان دولت( فرماندار رئيس دادگسترى محل- رئيس اداره كار يا نمايندگان آنان) سه نفر نماينده از طرف كارفرمايان وسه نفر نماينده ازطرف كارگران طرز رسيدگي واخذ رأى در هيات مزبور برابر فصل نهم قانون كار ميباشد. ( ماده 1-4 آئين نامه هيئت حل اختلاف مصوب 27-8-38 وماده40 قانون كار26-12-37 ).



 

هيات حل اختلاف اجرائى

(ثبت)برابر بند ( الف )ما ده 59 قانون دفتر اسناد رسمى مصوب 15-3-1316 رسيدگي به شكايت مربوط به اجراء اسناد رسمى كه راجع بدستور و اجراء سند باشد در هياتي به عمل ميآيد كه مركب است از حاكم بدايت و مدعي العموم بدايت ومديرثبت محلي در آن محل دستوراجراء داده شد... اين هيات را هيات حل اختلاف و يا هيات حل اختلاف اجرائي نامند و فعلا هيات  تجديد نظر اجرائي ناميده ميشود) ماده44 آئين نامه شماره: 4608 مورخ24-7-1316 مجموعه 1316 ص 277 (ماده 59 قانون دفتر اسناد رسمي منسوخ بقانون 27- 6 - 22 است و آئين نامه بالا  هم نسخ شده است.( رك. هيات تجديد نظر اجرائي )

هيات حل اختلاف كشاورزى

هيأتي بود كه ماده 33 سابق قانون اصلاحات ارضى مورخ 19/ 10/ 40  براى رفع اختلاف مالك وزارع درامور مربوط به كشاورزى پيش بينى كرده بود و فعلا ماموران اصلاحات ارضي به آن رسيدگي ميكنند. مجموعه اصلاحات ارضى- چاپ مجلس- صفحه61.



 



 هيئت دولت

به معنى كابينه( مجموعه وزراء من حيث المجموع) است.( رك. كابينه )



 



هيأت عمومى تميز Chambres reunites

( دادرسى )جلسه اعضاء شعب تميز براى  رسيدگي  بدرخواست نقض حكم پژوهشي كه دادگاه بعد از ارجاع پس از نقض مستند بعلل و اسباب حكم منقوض رأى داده باشد (ماده 576 دادرسي مدنى ).



هيات منصفه

( دادرس كيفرى )گروهى ازاشخاص غير رسمي كه در رسيدگى پاره اى از جرائم تحت شرائط خاصى به قضات دادگاهها همكارى ميكنند (ماده 33 لايحه قانوني مطبوعات مصوب 1344 ).



 



هيات منصفين

مرادف هيات منصفه است.( رك. هيات منصفه )



هيات نظارت

( ثبت )هيأتي است مركب از معاون اداره ثبت كل و رئيس اداره امور املاك و يك نفر از اعضاء اداره كل ثبت به تشخيص وزير عدليه كه به اشتباهات ثبتى در امور املاك رسيدگى ميكند.( ماده 6-25-25 مكرر قانون ثبت ).

 

 
» موضوعات مطالب سایت «
 
 
مدرسه حقوق ایرانصفحه اصلی || درباره ما || پاسخ به سوالات شما || تماس با ما
feed-image