به وب سایت رسمی گروه مدرسه حقوق ، خوش آمدید  09122330365

 ضمن تشکر از شما کاربر عزیز که سایت مدرسه حقوق را جهت استفاده از خدمات ما انتخاب نموده اید به اطلاع شما میرسانیم این سایت با هدف ارتقاء سطح اطلاعات حقوقی و رفع نیازها و مشکلات حقوقی شما راه اندازی گشته و در جهت نیل به این هدف و رفع اشکالات موجود و ارائه خدمات بهتر ، رهنمودها و انتقادات و پیشنهادات شما کاربر عزیز را می طلبد . لازم بذکر است در طراحی و ارائه مطالب سعی بر رعایت سادگی و دسترسی آسان به مطالب و مشکلات متداول حقوقی گشته که جامعه بیشتر با آن دست به گریبان است.

تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

ضمنا کاربران محترم  می توانند از طریق قسمت ارتباط با ما و یا از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید و یا gmail.com@ تقاضای خود را در زمینه استفاده از خدمات وکالتی و یا مشاوره حقوقی وکلای مجرب پایه یک دادگستری عضو گروه مدرسه حقوق در تمام نقاط داخل و یا خارج از کشور و نیز در زمینه مهاجرت اعلام نمایند تا در اسرع وقت با ایشان تماس حاصل گردد .

اختیارات و وظایف قیم

 

اختیارات و وظایف قیم

قیم مسئولی تکالیفی است که قانون بر عهده او قرار داده است چنانچه قیم در وظایف خود قصور ورزد ، مسئول جبران زیان و خسارت وارده به مولی علیه خواهد بود .

1 – وظایف قیم نسبت به مولی علیه :

مواظبت از مولی علیه با قیم است و او باید در تربیت و اصلاح حال محجور سعی و اهتمام نماید .

در صورتی که پزشک ازدواج مجنون را لازم بداند ، قیم با اجازه دادستان می تواند برای مجنون همسر اختیار کند و هرگاه طلاق زوجه مجنون لازم باشد ، به پیشنهاد دادستان و تصویب دادگاه قیم آنها را طلاق می دهد .

در مورد اشتغال به کار و پیشه نیز ولی یا قیم می تواند در صورتی که مقتضی بداند به محجور اجازه اشتغال به کار یا پیشه بدهد . در این صورت اجازه نام برده شامل لوازم آن کار یا پیشه هم خواهد بود . محجور جز اشتغال به کار یا کسب و استفاده از لوازم کار یا کسب ، نمی تواند تصرفات یا اقدامات دیگری در حاصل کار و مصنوع خود نماید .

2  - وظایف قیم نسبت به اموال مولی علیه

اولین وظیفه قیم قبل از مداخله در اموال و امور مولی علیه تهیه صورت جامعی از کلیه دارایی های محجور می باشد . وی مکلف است یک نسخه از صورت اموال را به امضای خود برای دادستان بفرستد یا نماینده او نسبت به میزان دارایی مولی علیه تحقیقات لازم به عمل آورد . دادستان نیز بعد از ملاحظه صورت دارایی و انجام تحقیقات لازم ، مبلغی را که ممکن است هزینه سالانه مولی علیه بالغ بر آن گردد و مبلغی را که برای اداره کردن دارایی او ممکن است لازم شود معین می نماید . قیم نمی تواند بیش از مبالغ تعیین شده خرج کند مگر با تصویب دادستان .

شایان ذکر است در دادسرا و اداره امور سرپرستی ، به محض اطلاع از وجود محجور و قبل از تعیین قیم برای او نمایندگان خود را به محل سکونت او اعزام می کند . این نمایندگان قانونی که اغلب مامورین انتظامی می باشند ، جهت تحقیق درباره اموال و سایر امور مربوط به محجور ، به تحقیق درباره تعداد صغار ، میزان دارایی مجنون یا متوفی ، وجود یا عدم وجود خاص ، هویت بستگان ، نزدیکان یا افراد شایسته قیمومیت و میزان درآمد و هزینه ی سالیانه می پردازند و نتیجه را در اوراق چاپی خاصی که به همین منظور تهیه شده درج می نمایند . سپس اوراق مزبور را به امضای وارث کبیر و اشخاصی که در موقع صورت برداری حاضرند رسانده و ضمن گزارش ، به دادسرا ارسال می دارند .

قیم باید اموال ضایع شدنی محجور را بفروشد و نیز اموال منقولی را که مورد احتیاج محجور نیست ، به فروش برساند . وی باید در هر دو مورد با رعایت مصلحت محجور از حاصل فروش ، مالی خریداری یا به ترتیب دیگری که مصلحت باشد رفتار نمایند . قیم در صورت امکان نباید وجوه زاید بر احتیاج صغیر را بدون سود بگذارد و اگر بیش از شش ماه بدون سود گذاشت ، مسئول تادیه خسارات به میزان خسارت تاخیر تادیه (12%) خواهد بود .

قیمی که در حفظ مال مولی علیه تقصیر (کوتاهی) نماید ، مسئول جبران ضرر و خسارتی است که از نقصان (کمبود)

یا تلف آن مال حاصل شده است اگر چه کاهش یا تلف شدن مال ناشی از افراط کاری یا تجاوزات قیم نباشد .

قیم نمی تواند به سمت قیمومیت از طرف مولی علیه یا خود معامله کند اعم از اینکه مال مولی علیه را به خود منتقل کند یا مال خود را به او انتقال دهد .

قیم نمی تواند اموال غیر منقول مولی علیه را بفروشد یا رهن گذارد یا معامله ای کند که در نتیجه آن خود مدیون مولی علیه شود مگر از لحاظ غبطه مولی علیه و تصویب دادستان . در صورت اخیر شرط حتمی برای تصویب دادستان ، ملائت قیم می باشد . وی همچنین نمی تواند بدون ضرورت و احتیاج برای مولی علیه قرض کند مگر با تصویب مدعی العموم . در صورتی که سهم محجور از اموال به جای مانده از متوفی قبل از تعیین قیم معین نشده باشد ، قیم باید به محض انتصاب خود درخواست صورت برداری نماید و همچنین است در صورتی که پس از تعیین قیم سهمی از ترکه متوفی به محجور برسد .

قیم باید لااقل سالی یک مرتبه حساب تصدی خود را به دادستان یا نماینده او پس دهد و هرگاه در ظرف یک ماه از تاریخ مطالبه دادستان حساب پس ندهد ، به تقاضای دادستان معزول (برکنار) می شود . این صورت حساب (که مبین اعمال قیم نسبت به امور مالی مولی علیه است) ، از طرف دادستان و در صورت لزوم توسط حسابداری مورد رسیدگی قرار می گیرد . قیم باید حساب زمان تصدی خود را پس از کبر (رسیدن به سن قانونی) و رشد یا رفع حجر به مولی علیه سابق خود بدهد . هرگاه قیمومیت او قبل از رفع حجر خاتمه یابد ، حساب زمان تصدی باید به قیم بعدی داده شود .

حق قیمومیت

قیم می تواند برای انجام امور قیمومیت ، درخواست اجرت کند . میزان اجرت بر اساس نوع کار قیم ، مقدار اشتغالی که از امر قیمومیت برای او حاصل می شود ، محلی که قیم در آنجا اقامت دارد و میزان عایدی مولی علیه تعیین می گردد .

قیم موقت

پس از صدور حکم عزل قیم صغیر از دادگاه ، ممکن است تا مادامی که حکم قطعی نشده است ، امور صغیر به وسیله دادستان اداره شود یا آنکه وی پیشنهاد تعیین قیم موقت نماید که در این صورت امور صغیر توسط قیمی که به طور موقت انتخاب می شود داره خواهد شد .

 در مواردی هم که قیم در امور مربوط به اموال مولی علیه یا جنحه یا جنایت نسبت به شخص او مورد تعقیب دادستان واقع شود ، دادستان درخواست تعیین قیم موقت می نماید . در این صورت تا صدور حکم درباره قیمی که مورد تغییر قرار گرفته و قطعی شدن حکم قیم دیگر ، خود دادستان امور مالی مولی علیه را به طور موقت اداره خواهد نمود .

قیم اتفاقی

در مواردی که تعقیب جرم موقوف به شکایت متضرر از جرم است ، اگر متضرر از جرم صغیر بوده   و ولی یا قیم نداشته باشد ، دادستان مکلف است   طبق قانون برای صغیر قیم معین کند و هرگاه تعیین قیم موجب فوت وقت یا وارد شدن ضرر و زیان به صغیر شود ، دادستان تا تعیین قیم موقتاً کسی را به عنوان قیم اتفاقی تعیین می کند .

عزل قیم

مواردی که قیم معزول می شود عبارتند از :

1 – اگر معلوم شود که قیم فاقد صفت امانت بوده (امانت دار نبوده ) یا این صفت از او سلب شود .

2 – اگر قیم مرتکب جنایت یا یکی از جنحه های ذیل شده و به موجب حکم قطعی محکوم گردد :

سرقت ، خیانت در امانت ، کلاهبرداری ، اختلاس ، هتک ناموس ، منافیات عفت ، جنحه نسبت به اطفال ، ورشکستگی به تقصیر یا تقلب .

3 – اگر قیم به علتی غیر از علل فوق محکوم به حبس شود و بدین جهت نتواند امور مالی مولی علیه را اداره کند .

4 – اگر قیم ورشکسته اعلام شود .

5 – اگر عدم لیاقت یا توانایی قیم در اداره امور مولی علیه معلوم شود .

6 – هرگاه معلوم شود که قیم از روی عمد مالی را که متعلق به مولی علیه بوده جزو صورت دارایی او قید نکرده یا باعث شده است که آن مال در صورت دارایی مزبور قید نشود ، مسئول جبران هرگونه ضرر و زیانی خواهد بود که از این حیث ممکن است به مولی علیه وارد شود . به علاوه در صورتی که عمل مذکور از روی سوء نیت باشد ، قیم معزول خواهد شد .

7 – در صورت وجود دلایل موجه ، دادستان می تواند از دادگاه تقاضا کند که از قیم تضمین هایی راجع به اداره اموال مولی علیه بخواهد . تعیین نوع تضمین به نظر دادگاه است . هرگاه قیم برای تعیین نوع تضمین حاضر نشد ، از قیمومیت عزل می شود .

8 – قیم باید لااقل سالی یک مرتبه حساب تصدی خود را به مدعی العموم یا نماینده او بدهد و هرگاه در ظرف یک ماه از تاریخ مطالبه دادستان حساب پس ندهد ، به تقاضای وی معزول (برکنار) می شود .

نکته :

-          در موارد مربوط به قصور (کوتاهی) قیم در تربیت و نگهداری مولی علیه یا ندادن هزینه او ، دادستان می تواند در این موارد به دادگاه مراجعه کند . دادگاه نیز پس از رسیدگی دستور مناسب می دهد . در صورتی که قیم دادگاه را درباره تربیت و مواظبت از مولی علیه یا پرداخت هزینه او اجرا نکرد ، دادستان به لحاظ "سلب امانت" ، عزل او را درخواست خواهد  نمود .

هرگاه زن بی شوهری که به عنوان قیم تعیین شده (ولو مادر مولی علیه) شوهر اختیار کند ، باید مراتب را در ظرف یک ماه از تاریخ انعقاد نکاح (ازدواج) به دادستان حوزه اقامت خود یا نماینده او اطلاع دهد . در این صورت دادگاه یا نماینده دادستان می تواند با رعایت وضعیت جدید آن زن ، تقاضای تعیین قیم جدید یا ناظر کند یا اینکه تقاضای عزل او را بنماید .

خروج از تحت قیمومیت

با از بین رفتن دلیلی که موجب تعیین قیم شده ، قیمومیت مرتفع می شود . دلیل تعیین قیم نیز صغر ، جنون یا عدم رشد است . خروج از قیمومیت را ممکن است خود مولی علیه یا هر شخص ذی نفع دیگری تقاضا نماید . تقاضانامه ممکن است مستقیماً یا توسط دادستان حوزه ای که مولی علیه در آنجا سکونت دارد یا نماینده او به دادگاه عمومی (خانواده) همان حوزه داده شود .

مدعی العموم (دادستان) یا نماینده او مکلف است قبلاً نسبت به رفع علت ، تحقیقات لازم را به عمل آورده و سپس بر اساس نتیجه حاصل از تحقیقات ، در دادگاه اظهار عقیده نماید .

پی نوشت :

1 – اهلیت تمتع : یعنی شخص به استناد قانون یک مملکت بتواند دارای حق یا حقوقی بشود . مثلاً اتباع خارجه در ایران حق نشر روزنامه و حق شرکت در انتخابات کشور را ندارند اما حق اقامت درایران و مالکیت اموال منقول را دارند – اهلیت استحقاق .

2 – اهلیت استیفاء : یعنی شخصی بتواند حقی را که کسب کرده است به معرض عمل بگذارد و آن را به اجرا بگذارد – اهلیت اجرای حق .

3 – غیر رشید : رشید کسی است که نفع و ضرر خود را در داد و ستد بداند . ضد آن غیر رشید " سفیه " است . سفه یا سفاهت وصف فرد بالغی است که داد و ستد به شیوه متعارف مردمان نکند و نتواند تعادل نگه دارد (عاقلی که عقل او کامل نیست ) .

4 – محجور : کسی است که یکی از اقسام "حجر" بر او عارض شود . حجر فقدان صلاحیت دارا شدن یا به کار بردن حقی که انسان دارد خواه به سبب نقص قوای دماغی باشد (مثل حجر صغیر و دیوانه) و یا حجری که ناشی از این امر نباشد مثل حجر مفلس و تاجر ورشکسته .

5 – ولی قهری : شخصی است که به حکم قانون تعیین می شود و سمت خود را مستقیماً از قانون می گیرد . ولایت این شخص وظیفه خانوادگی و اجتماعی و به تعبیر دیگر اجباری است نه اختیاری و به همین جهت آن را قهری نامیده اند . حتی برخی از حقوقدانان ولایت قهری را به "ولایت اجباری" تعریف کرده اند .

ماده 1180 قانون مدنی مقرر می دارد :"طفل صغیر تحت ولایت قهری پدر و جد پدری خود می باشد ."

6 – مطابق ماده 1188 قانون مدنی : "هر یک از پدر و جد پدری بعد از وفات دیگری می تواند برای اولاد خود که تحت ولایت او می باشند وصی معین کندتا بعد از فوت خود در نگهداری و تربیت آنها مواظبت کرده و اموال آنها را اداره نماید . " پس تا هنگامی که کودکی ولی قهری داشته باشد ، وصی حق دخالت در کار او را ندارد و اختیارش با مرگ وی آغاز می شود .

ماده 860  قانون مدنی : " غیر از پدر و جد پدری کس دیگری حق ندارد بر صغیر وصی معین کند ."

7 – ولی خاص : پدر ، جد پدری و وصی منتخب از طرف آنها

8 – نصب : گماردن کسی به سمتی مهم در مناصب دولتی یا غیر دولتی مانند نصب قیم ( گماردن قیم به محجور از طریق دادگاه ).

9 – ابوین : پدر و مادر . پدر و جد را هم ابوین نامیده اند .

10 – اقربا : خویشاوندان اعم از نسبی ، سببی و رضاعی ، پدری ، مادری و پدری و مادری

11 – تنفیذ کردن : اعتبار بخشیدن به عمل حقوقی قابل ابطال را تنفیذ گویند . مثلاً چنانچه عقدی توسط سفیه منعقد گردد ، این معامله با اجازه قیم تنفیذ می گردد .

12 – جنحه : یک نوع جرم است .

13 – تصفیه نظیر کارهای اجرایی دادگاه و ادارات ثبت است و تشریفات مفصلی دارد که که در قانون تجارت و آیین نامه قانون تصفیه و قانون تصفیه مصوب 1318/4/24 و مقررات دیگر پیش بینی شده است .

14 – کسی که خودش  یا خویشاوندان در دادگاه دعوایی بر محجور را اقامه کرده باشد ، نمی تواند قیم شود .

15 – مولی علیه : کسی است که ولی (خاص یا عام) دارد مانند صغیر ، سفیه و دیوانه .

16 – اموال غیر منقول : اموال است که از محلی به محل دیگر نتوان انتقال داد و انتقال آن موجب خرابی یا نقص خود مال یا محل آن شود .

17 – غبطه مولی علیه : تصرف در مال مولی علیه به صلاح او است .

18 – ملائت : تمکن – در مقابل اعسار (تهیدستی) است .

19 – ترکه : (ماترک) عبارت است از کلیه اموال و تعهدات میت (مطالبات و بدهی های میت) که به مناسبت فوت او به اقاربش منتقل می شود .

20 – حساب ایام تصدی : ارائه صورت حساب در مورد اموال (منقول و غیر منقول ، وجه نقد) مولی علیه به اداره سرپرستی از طرف قیم .

 

 

 
» موضوعات مطالب سایت «
 
 
مدرسه حقوق ایرانصفحه اصلی || درباره ما || پاسخ به سوالات شما || تماس با ما
feed-image