به وب سایت رسمی گروه مدرسه حقوق ، خوش آمدید  09122330365

 ضمن تشکر از شما کاربر عزیز که سایت مدرسه حقوق را جهت استفاده از خدمات ما انتخاب نموده اید به اطلاع شما میرسانیم این سایت با هدف ارتقاء سطح اطلاعات حقوقی و رفع نیازها و مشکلات حقوقی شما راه اندازی گشته و در جهت نیل به این هدف و رفع اشکالات موجود و ارائه خدمات بهتر ، رهنمودها و انتقادات و پیشنهادات شما کاربر عزیز را می طلبد . لازم بذکر است در طراحی و ارائه مطالب سعی بر رعایت سادگی و دسترسی آسان به مطالب و مشکلات متداول حقوقی گشته که جامعه بیشتر با آن دست به گریبان است.

تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

ضمنا کاربران محترم  می توانند از طریق قسمت ارتباط با ما و یا از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید و یا gmail.com@ تقاضای خود را در زمینه استفاده از خدمات وکالتی و یا مشاوره حقوقی وکلای مجرب پایه یک دادگستری عضو گروه مدرسه حقوق در تمام نقاط داخل و یا خارج از کشور و نیز در زمینه مهاجرت اعلام نمایند تا در اسرع وقت با ایشان تماس حاصل گردد .

بررسي احكام فقهي و حقوقي حمل و جنين ناشي از زنا و وطي به شبهه

 

 

 

لهعنوان: بررسياحكامفقهيوحقوقيحملوجنينناشياززناووطيبهشبهه

نويسنده: حجهالاسلاموالمسلمينخليلقبلهاي(عضوهياتعلميدانشكدهعلومقضايي)

درشمارهقبلمباحثمختلفمربوطبهارثحملمطرحگرديدكهعناويناصليمباحثمذكورعبارت

بوداز:

-1موانعارث

-2 حملشرائطارث

-3تلقيحمصنوعيواقسامآن

-4 حكمشرعيتلقيحمصنوعي

-5 نسبحملتلقيحمصنوعيوارث

احكامفقهيوحقوقيحملوجنينناشياززنا

احكاميكهبرحملزنامترتبميشودبهقرارذيلاست:

-1نسبحملناشياززنا

حمليكهاززنابهوجودبهچهكسيملحقميشود؟بهزانييازانيهوياهردوياهيچكدام؟

مطابقفتاويفقهاياماميهنسببادوچيزثابتميشود : بانكاحصحيحياشبهه , وليبازناثابتنمي

شود. پساگرمرديبازنيزناكندوازنطفهاوفرزنديبهوجودآيدبهصاحبنطفهمنتسبنميشود

اماولدالزنافلانسبله

ميكندصاحبجواهربراياثباتايننظريهبهاجماعمحصلومنقولستناد , بلكهادعايضرورتمي

كند . دركتابجامعالمقاصدنظيراينعبارتنيزبهچشمميخورد. مطابقايننظريههاحملناشياز

زنادرصورتيكهازدوطرفنيززناباشدبههيچيكاززنومردملحقنميشود.

-1ارثحملناشياززنا

ازحكمسابقروشنشدكهحملمزبوراززانيوزانيهارثنميبردواينحكمازحيثنصوفتوياز

شهرتكاملبرخورداراست

-1حكمازدواجزانييازانيهبامولوداززنا

كنندآيازانيوزانيهميتوانندبامولوداززناازدواج , يعنياگرمولوددخترباشدزانيميتواندبااو

ازدواجكندواگرپسرباشداوميتواندبازانيهعرفاولغهمادراومحسوبميشودازدواجنمايد؟بهنظر

ميرسدكهحرمتازدواجمورداتفاقاستوخلافيدرآنوجودندارد. محققدرشرايعميگويد: وهل

يحرمعليالزانيوالزانيهالوجهانهيحرمآياولدالزنابرشخصزانيوزانيهحراماست؟وبعدحكمبه

حرمتميكند. وصاحبجواهرنيزازكتابكشفاللثاماستظهاراجماعميكند. وشهيدثانيدر

مسالكازجماعتينقلاجماعميكند.

دراينجايكسوالباقيميماندوآناينكهآياحرمتازدواجبهخاطرايناستكهولدالزنابهزانيو

زانيهملحقاست؟وعدمتوارثبينآنهااستثنايشرعياستيانسببهزناثابتنميشودوحرمت

ازدواجبهخاطرايناستكهولدالزناازحيثلغتفرزندزانيبهحسابميآيد؟چنانكهصاحبجواهر

ميگويد: مناطتحريمدراينجانزدمااماميهبرلغتاستواراست. يعنياگركسيازجهتلغتولد

محسوبشودازدواجوالدبااوحراماستهرچندشرعانسبمنفيباشد . محققدرشرايعنيزمي

گويد: لانهمخلوقمنمائهفهويسميولدالغه

بعضيازفقهاايننظريهراموردمناقشهقراردادهومعتقدندكهولدالزنااززانييازانيهارثنميبردولي

درغيرارثنسبتبهبعضيازآثارمانندازدواجبهآنهاملحقميشودوشرعاولدالزنافرزندزانيوزانيه

محسوبميگردد. محسوبميگردد.

نتيجهبحثفوقايناست:درولدالزنادونظروجوددارد: نظرنخستاينكه,اوبهزانيوزانيهملحقمي

شودتنهاارثبهحكمنصخاصاستثناشدهاستودربقيهاحكامنسبتبينآنهامحفوظاست . در

القواعدالفقهيهايننظررااختياركردهودرمقاماشكالبهرايمشهورميگويد: ولكنالالتزامبذلك

مشكلجداًخصوصابالنسيهالينكاحالمحارم . نظردوماينكه ,بههيچيكاززانيوزانيهملحقنمي

شودتنهاازدواجاستكهاستثناشدهاستوبراياثباتآنبهاجماعويابهصدقولدازحيثلغت

استنادشدهاست .

ايندونظريهآثارونتايجيدارندكهبهبعضيازآنهااشارهميشود:

يك  قتلولذالزنا : اگركسيبچهايراكهاززنامتولدشدهوبهحدبلوغنرسيدهباشد , بكشد؛اگراو

بهزانييازانيهملحقشودبايدگفتكهقاتلاينبچهقصاصميشود؛زيراالحاقبهپدرومادر , اورادر

حكماسلامقرارميدهدوهركسبچهمسلمانيرابكشدبنابرمشهورقصاصميشود؛واگرگفته

شودكهزنانسبتراازپدروفرزندلغووباطلميكندوهيچگونهنسبتيبينآنانباقينميگذارددر

اينفرضقاتلچنيننفرزنديقصاصنميشود؛زيرامقتولنهمسلماناستونهدرحكماسلامويكي

ازشرايطقصاصتساويدرديناست .

كهدواگرولدالزنابعدازبلوغمسلمانشودوپدراورابكشدآياپدرقصاصميشود؟بنابرنظريهاول

فرزندبرزانيملحقميشودقاتلقصاصنميشودزيرارسولخدافرمودهاست : لايقتلوالدبابنههيچ

پدررادرمقابلپسرشنميكشند.

نيستوليبنابرمشهورقاتلقصاصميشود؛زيرااوپدرشرعيمقتول .

سه  آياهمسرولدالزنابرزانيمحرماست؟وآياشوهرولدالزنابرزانيهبهعنواناينكهمادرزناوست

محرماست؟

بنابرنظريهاول , بايدگفت: بهحكمآيهشريفهوحلائلابناكمهمسروولدالزناعروسزانياستوبراو

محرماستونميتواندبااوازدواجكندوهمچنينشوهرولدالزنانسبتبهزانيهدامادمحسوبميشود

وبهحكمآيهشريفهوامهاتنسائكممادرزناوبهحسابميآيدوازدواجبااوحراماست . وليبنابر

مشهورهمسرولدالزنااز u1605 مصاديقوحلائلابناكمخارجاستوهمچنينزانيهرانميتوانمادرزنبه

حسابآورد .محققثانيدرجامعالمقاصدميگويد: وكذاالقولفيتحريمحليلتولدالزناعليالزانيو

زوجبنتالزناعليامهاالزانيه , فيهالاشكال

مچهاراگررديبازنيزناكندوازآنپسريمتولدوسپسمردباآنزنازدواجنمايدوازآنفرزنداني

بهوجودبيايند , بچهايكهاززنابودهپسربزرگزانيمحسوبميشود؛اگرزانيبميردقضاينمازهاي

اينمردبهعهدهكداميكازفرزنداناوستوحبوهبهكداميكتعلقميگيرد؟بنابرنظريهاولولدالزنا

پسربزرگاستقضاينمازهابرعهدهاوستوحبوهبهاوتعلقميگيردوليچونولدالزناستازحبوه

ارثنميبردوچونبهزانيملحقميشودنمازهايفوتشدهاورابهعنوانپسربزرگقضاميكند.

بنابرمشهوركهنسبراملغيميداندقضاينمازهابراوواجبنيست, چنانكهازحبوهنيزمحروماست .

پنج- آياشهادتولدالزنابرعليهزانيپذيرفتهميشود؟بنابرنظريهاولولدالزنافرزندزانيمحسوب

ميشودوشهادتاوبرعليهپدرپذيرفتهنميشود . دركتابجامعالمقاصدآمدهاست: وكذالقولفي

ردشهادهولدالزناعليابيهاليانقال: والاصحالقبول

توضيحاينمطلبنيازبهيكمقدمهداردوآناينكه : ازكلماتفقهاياماميهاستفادهميشودنسب

مانعقبولشهادتنميشود. شهادتپدربهنفعوزيانفرزندوشهادتفرزندبهنفعپدروجدوجده

پذيرتهميشود . ازعبارتشيخدرمبسوطوخلافاماميهنيزمستفادميشود. وليكلامدرايناست:

آياشهادتفرزندبرعليهوزيانپدرپذيرفتهاست؟دراينزمينهاختلافنظروجوددارد . آنچهاز

شهرتفتواييبرخورداراستوبلكهبرآنادعاياجماعنيزدشهاستعدمقبولاست

درمبانيتكملهالمنهاجآمدهاست: والاظهرالقبولوازشهيدنقلكردهاستكهدردروساونيزقبول

راپذيرفتهاست . ودرتحريرالوسيلهآمدهاست : هلتقبلشهادهالولدعليوالده , فيهترددعلامه

درتحريرنيزدراينحكمترديدداشتهاست.

براياثباتنظريهمشهوربهادلهزيراستنادشدهاست: 1- اجماع 2- شهادتفرزندعليهپدرتكذيباو,

وموجباذيتوآزارپدرميشودواينموجبعاقبودنفرزنداست. 3- مرسلهصدوقاستانه

لاتقبلشهادهالولدعليوالده

باشدبهنظرميرسدكههيچيكازادلهفوقنميتواندمستندنظريهمشهور . بنابراين , اظهردراين

مسئلهايناستكهشهادتفرزندعليهپدرپذيرفتهاستودراينجابهعنوانمقدمهبحثبهاين

مختصراكتفاميشود

مقدمهبعدازاين , درمسئلهموردنظراگرولدازنابرعليهزانيشهادتدهدآياموردقبولواقعميشود؟

بنابرنظريهمشهوراگرواجدشرايطديگرباشدمانعيازقبولوجودندارد , ولياگراوبرزانيملحقشود

فرزنداوبهحسابميآيدومورداختلافقرارميگيرد. محققثانيدرجامعالمقاصدسرانجامميگويد

: والاصحالقبول

نباشدايناينمباحثكهگفتهشددرصورتيقابلطرحاستكهاززنامانعازشهادت . دراينجادو

مسئلهوجودداردكهيكيمبتنيبرديگرياست :نخستاينكهآياشهادتولدالزنابهطوركليپذيرفته

ميشود؟دوماينكهبرفرضقبولي ,شهادتاوعليهزانيقبولاست؟

مسئلهنخستبايدگفتدر : يكيازشرايطعامهدرشاهد ,طهارتمولداست , بنابراين, شهادتولدالزنا

پذيرفتهنميشودخواهبهنفعباشد, خواهبهزبانايننظريهمشهوربلكهاجماعياست.

وبراياثباتايننظريهبهرواياتاستنادشدهاست: ازجملهصحيحهمحمدبنمسلماستكهدرآن

صحيحهآمدهاست: لانجوزشهادهولدالزنا

دونظريهديگرنيزدراينجاوجوددارد :

-1 ششهادتولدالزنادرصورتيكهواجدرايطديگرباشدپذيرفتهاست . شهيددرمسالكآنرابه

مبسوطنسبتدادهوخودنيزبهآنتمايلكردهاست.

-2اگرموردشهادتچيزبسيروغيرقابلاهميتباشدويموردقبولاستودرغيراينصورتمردود

استوايننظريهراشهيددرمسالكبهشيخدرنايهنسبتدادهاست.

درمسئلهدوم , بعدازفراغازپذيرفتهشدنشهادتولدالزنابهطورمطلقبحثميكنيموگرنهبحثبي

موردخواهدبودبهعبارتديگر, اگرشهادتولدالزنابهطورمطلققبولباشداينبحثپيشميآيدكه

آياشهادتويعليهپدرموردقبولاستيانه؟اگرگفتهشودكهولدالزناملحقبهزانينميشودوزاني

پدرشرعياونيستدراينصورتشهادتاودرحقزانيپذيرفتهاستهرچندعليهاونيزباشدواگر

بهزانيملحقشود, آياشهادتاوعليهپدرپذيرفتهاست؟دراينجااختلافنظروجودنداردچنانكهدر

بحثگذشتهدرشهادتفرزندعليهپدرگفتهشد.

بهمسئلهنظرميرسدكهاين (شهادتولدالزناعليهپدر) برمسئلهفوق (شهادتفرزندعليهپدر)

مبتنينباشد, يعنياگرگفتهشودكهشهادتفرزندعليهپدرپذيرفتهنميشوددراينجاميتوانگفت

كهشهادتولدالزناعليهپدرپذيرفتهاست؛زيرازانياگرچهبنابرايننظريهپدرولدالزنااستلكنشرعا

حرمتينداردكهاگرولدالزنااوراتكذيبكندوياموجباذيتوايذاءاوگرددعاقمحسوبشودو

همچنيناجماعيكهدرمسئلهفوق(شهادتفرزندعليهپدر) ادعاشدهاستازمسئلهموردنظرانصراف

داردودرمرسلهصدوقنيزعلاوهازضعفسندماننداجماعمنصرفازمانحنفيهاست.

ازآنچهتاكنونگفتهشدايننتيجهبهدستآمدكهشهادتولدالزناعليهپدردرصورتيكهشهادت

ولدالزنامعتبرباشد , بلامانعاستخواهنسباومنتفيباشدوخواهنباشد؛زيرادليلبرعدمقبولآن

وجودنداردوادلهفوق(اجماعومسئلهصدوقوتكذيبپدر) دراصلمسئلهموردمناقشهاستتاچه

رسدبهمسئلهموردنظر.

-1اسقاطحملوجنينناشياززنا

مباحثاينعنواندرسهمرحلهموردبررسيقرارميگيرد.

-1حمليكهاززنامتكونشدهاستميتوانآنراساقطكرد؟

-2درصورتاسقاط, ديهبرجانيواجباست؟ودرصورتوجوب , ديهاوچقدراست؟

-3چهكسيازديهحملناشياززناارثميبرد؟

حمليراكهاززنابهوجودآمدهباشدنميتواناسقاطكرد. براياثباتايننظريهبهكليهادلهايكه

دلالتبرحرمتاسقاطجنيندارند, ميتواناستنادكرد. ازاينفرع, فرعديگريمنشعبميشودوآن

اينكهاگرشخصيعالماوعامداحمليراكهاززنامتكونشدهوبهحديرسيدهاستكهروحدراو

دميدهشدهاست, ساقطكند؛آياچنينشخصيقصاصميشود؟

درمسئلهقصاصاختلافنظروجوددارد: ابتدابايدموردنزاعمشخصباشدتانظريههاو

فرضاولولدزنايمحكومبهاسلام: درمبانيتكملهالمنهاجآمدهاست : مگراينكهگفتهشودكهولد

زناكافراستكهدراينصورتقاتلمسلمانقصاصنميشود،چنانكهايننظريهبهسيدمرتضينسبت

دادهشدهاستلكناينمبنيدرستنيست .

درتحريرالوسيلهآمدهاست: اگرولدزنااظهاراسلامنمايدهرچندقبلبلوغوبعدازتميزباشدقاتلش

قصاصميشود.

فرضدوم- اگرولدزنابهحدبلوغبرسدواسلامراقبولنكندكافراستواگرمسلماناورابكشد

قصاصنميشود؛زيراهيچمسلمانيرادرمقابلكافرنميكشند . پسدرفرضاولقصاصبدوناشكال

استورداينفرضعدمقصاصبلاخلافاست.

فرضسوم- اينفرضمحلنزاعواشكالاستدراينفرضولدزنابهحدبلوغنرسيدهواسلامنيز

نياوردهاستوبهعبارتديگرنهذاتامسلماناستونهتبعا. اينفرضجينينرانيزشاملميشود .

جنينيكهاززنابهوجودآمدهاستواسلامتبعيندارداگرجانياورااسقاطكند , درصورتيكهروح

دراودميدهوزندهساقطشدهوبعددراثرجنايتمردهباشدآياجانيقصاصميشود؟

نيستبعضيازفقهاءمعتقدندكهقبلعمديقصاصداردوفرقيبينولدزناوحلالزاده . آنانبراي

اثباتنظريهخودبهاطلاقاتكتابوسنتاستنادميكنندوميگويندمقيديدربينوجودندارد.

بعضيديگرعقيدهدارندكهدرقصاصتساويدردينشرطاست؛دراينجاچونمقتولحسبالفرض

محكومبهاسلامنيستقاتلشكهمسلماناستكشتهنميشود. دركتابشرحلمعهآمدهاستولدزنا

اگربالغوعاقلباشدواظهاراسلامكند ,مسلمانمحسوبميشودوولدحلالدرمقابلاوقصاصمي

شود؛زيراهردومسلماناستواگرمسلمانقبلازرسيدناوبهحدبلوغاورابكشدقصاصنميشود.

خمينيامام (قدسسره) دركتابتحريرالوسيلهميفرمايد : اگرولدزنااسلامبياوردهرچنداسلاماو

قبلازبلوغوبعدازرسيدنبهحدتميزباشد, قاتلاوقصاصميشودوامااگرولدحلالاوراقبلاز

بلوغوقبلازاسلامآوردنبكشدآياقاتلقصاصميشود؟درآنتاملواشكالوجوددارد .

آنچهازاخبارواحاديمستفادميشودايناستكهكفردرمقتولمانعازقصاصاست.

بنابراين , ولدزنادردورانكودكيهرچندمحكومبهاسلامنيستلكنكافرهمنيست؛پسدليليندارد

كهقاتلاوقصاصنشود. درنتيجهمورد , ازمصاديقالنفسبالنفسمحسوبميشودصاحبجواهرو

مبانيتكملهالمنهاجايننظريهراپذيرفتهاند.

اگردرقصاصتساويدردينشرطباشدوبراياثباتآنبهاجماعاستنادشوددراينفرضچونولد

حلالباولدزناتساويدردينندارندقاتلقصاصنميشود. شايدوجهتاملواشكالدرتحريراينباشد

كهآياكفرمقتولمانعازقصاصاستوياتساويدردينشرطآناست؟

سقاازآنچهتاكنونگفتهشدايننتيجهبهدستآمدكهاطجنينناشياززناحراماست . هرچند

محكومبهاسلامنيست.

ديهحملناشياززنا- اگركسيحملناشياززنارااسقاطكندآيابرجانيديهواجبميوشد؟ودر

صورتوجوب, ديهاوچقدرخواهدبود؟

بهابتدابايدروشنشودكهديهولدزناچقدراستتاديهجنينمتكوناززنادستبيايد. دراينموردنيز

چندفرضموردمطالعهقرارميگيرد: فرضاولديهولدزنايمحكومبهاسلام. آايديهولدزناكه

اسلامآوردهاستهمانندديهمسلمانانديگراست؟اختلافنظروجودداردمحققدرشرايعبهاختلاف

نظراشارهكردهوميگويد: اگرولدزنااظهاراسلامكند, ديهاوبهاندازهديهمسلماناستوگفتهشده

استكهبهاندازهديهذمياستوليدرمستندومدركايننظريهضعفوجوددارد.

ميگويدصاحبجواهرنيزنظريهمحققرااختياركردهو : درفرضبالا u1608 ولدزنادررديفمومنينو

مسلمانانقرارميگيرد, درنتيجهديهاومانندسايرمسلمانانميشود.

محققخوبي ( قدسسره) درمبانينظريهدومرااختياركردهوميگويد: ولدزنااگرمحكومبهاسلام

باشدديهاوبنابرمشهوربهاندازهديهمسلماناناست. درمقابلمشهورنظريهديگريوجودداردكه

مقدارديهولدزنارا 800 درهمتعيينميكندوايننظراقوياست.

براياثباتايننظريهبهاخبارياستنادكردهاستكهدرآنهابهطورمطلقديهولدزنارامعادلباديه

ذميقراردادهوفرقيبينمسلمانوغيرمسلماننگذاشتهاست؛ازجمله : ديهولدالزناديهالذمي

ثمانماهدرهملازمهايناستنادايناستكهديهولدزناخواهمحكومبهاسلامباشد, خواهنباشد , 800

درهماستواينمنافاتباعنوانمسئلهداردكهآنرامقيدبهاسلامكردهاند.

فرضدوم- ولدزناييكهمحكومبهاسلامنيستيعنيبهحدبلوغنرسيدهواظهاراسلامنكردهاست. از

كلماتبعضيازفقهااستفادهميشودكهچنينكودكيديهندارد؛زيراآنهاديهرامخصوصولدالزناي

محكومبهاسلامكردهاند.

ميتنهاصاحبتحريرالوسيلهدراينموردترديدميكندواينادريسدرسرائردرديهمطلقولدالزنا

گويد: والذييقتضيهالادلهالتوقففيذلكوانلاديهلهلانالاصلبرائهالذمه

بهنظرميرسدكهاگررواياتفوقرابپذيريمديهولدالزنامعادل 800 درهماستخواهمحكومبهاسلام

باشد , خواهنباشد.

نظريهبايدگفتدرتوضيحاين : ميانرواياتفوقوادلهايكهدلالتبرديهمسلماندارد, نسبتعموم

منوجهاست؛زيراادلهايكهديهمسلمانراتعيينميكنداعماستازاينكهولدحلالباشدياولد

حرامومقتضايرواياتفوقايناستكهديهولدزنا 800 درهماستخواهمسلمانباشدخواهنه. در

موردولدزنايمحكومبهاسلامتعارضبهوجودميآيد . عموماتبراياوديهمسلمانراتعيينميكند

ورواياتفوقديهذميرامعينميكند . هردودليلدرمورداجتماع , تساقطميكندبنابراين , ولد

زنايمحكومبهاسلامنهازمصاديقعموماتاستكهديهاشمعادلديهمسلمانباشدونهازمصاديق

رواياتاستكهديهاشديهذميباشد؛پسامراودايراستبينسهحكم , يابايدگفتاوديهنداردكه

دراينصورتلازمميآيدولدالزنايمحكومبهاسلامازغيرمسلماناسوءحالاباشد, يعنياگرولدالزنا

مسلماننباشد 800 درهمديهدارد,ولياگرمسلمانباشدديهندارد . هيچفقيهينميتواندبهآنملتزم

شودويابايدگفت : ديهاومعادلديهمسلماناست. حكممذكوراينعيبراداردكهدليليبرآنوجود

ندارد؛چنانكهدرگذشتهبيانشدحكمبدوندليلرانميتوانملتزمشدوناچاربايدگفتكهديه

ولدالزنايمحكومبهاسلامنيز 800 درهماست.

باشدآنچهگفتهشددرصورتيبودكهرواياتفوقرابپذيريمولياگرآنهاضعفداشتهچنانكهمحقق

درشرايعبرآنتصريحفرمودهاست- مقتضايقاعدهواصلايناستكهدراينفرضديهواجبنيست؛

زيراديهيكمقدرشرعياستوبراياثباتآندرخصوصولدزنايغيرمسلماندليلشرعيوجود

ندارد. صاحبجواهرنيزايننظريهراپذيرفتهوميگويد : اونهمسلماناستكهديهمسلمانبهاوتعلق

بگيردونهذميداشتهباشد .

فرضسوماينفرضمحلبحثوموردنزاعاستوآناينكهآياحملناشياززنانديهدارد؟اينتحث

درصوتيداراياثراستكهولدالزنايغيرمسلمانديهداشتهباشد , زيراحملناشياززنامحكومبه

اسلامنيست , اگرولدالزنايغيرمسلمانديهنداشتهباشدحملناشياززناقطعاًديهندارد .

عبارتمبانيتكملهالمنهاجدراينخصوصمضطرباست , زيرادرصفحه 207 جلد 2 , آمدهاست:

ولدلازنااگرمحكومبهاسلاماست , 800 درهمديهاوستمفهوماينعبارتايناستكهاگرمحكومبه

اسلامنباشدديهنداردچنانكهدرفرضدومگفتهشدلازمهاينمفهوماينخواهدبود : حملوجنين

متكونازنزناديهندارد , وليدرسفحه 414 همانكتابدرمسئله 389 ميگويد : اگرجنينناشياز

زناراساقطكننددرصورتيكهخلقتشتمامشدهباشدبايدعشرديهولدالزنارابدهنددرمراحلقبلي

نيزديهآنهابههميننسبتحسابميشودواگردرجنينروحدميدهباشدجنينمذكر 800 درهم

مؤنث 400 درهمخواهدداشت .

جنايتآخرينبحثازمبحثاسقاطحملناشياززناايناستكهحملوجنينمتكوناززنااگردراثر

ساقطشودوديهاوبرجانيواجبگرددچهكسيازاوارثميبرد؟

گفتهشدكهميانولدالزناوزانيوزانيهتوارثوجودندارد , پسنهزانيازنحملارثميبردونهحمل

اززاني , بنابراين،حملناشياززناوارثندارد , اگرجانيمحكومشودكهديهاورابدهدبايدآنرا

بهبيتالمالواريزكند؛زيراكسيكهوارثنداردماتركاوجزءانفالاستوهرچهازانفالباشدمال

امام ( عليهالسلام ) استفقهاياماميهبرايننظريهاتفاقنظردارند .

بهشبههبررسياحكامفقهيوحقوقيحملناشيازوطي

مطالباينمبحثدرسهگفتارموردمطالعهقرارميگيرد :

نخستگفتار - تعريفوماهيتوطيبهشبهه

گفتاردوماقساموطيبهشبهه

گفتارسوم- درنسبولدشبههوبياناينكهاوبهچهكسيملحقميشود؟وازچهكسيارثميبرد؟

نخستگفتار : تعريفوماهيتوطيبهشبهه

مستحقميتعريفوطيبهشبههعبارتاستازآميزشمرديبازنيكهاستحقاقآنرانداردوخودرا

داندخواهدراينبنامعذورباشدوخواهنباشد .

شدازتعريففوقاقسامزيرخارج :

-1وطيبهزنا, زانياستحقاقوطيرانداردوخودرامستحقنميداند

-2 متوجهوطيكسيكهجاهلبهحكموياموضوعاستوتقصيردرجهلداردودرحينوطيوآميزش

جهلخودميشودچنينوطييوطيبهشبههنيست ,زيرااودراستحقاقخودشكداردونبايدمرتكب

وطيشود. اينقسمنيزازمصاديقزنابهشمارميآيد.

-3 معتقدبهحليتنيستبلكهكسيكهازروياماراتغيرمعتبراقدامبهوطيمينمايدودرحينوطي

تنهاظنداردكهوطيبراوحلالاستآنهمظنغيرمعتبر , مانندكسيكهبازنيازدواجميكندكه

شوهراومفقوالاثراستبدونآنكهبهحاكمرجوعكندوياموتحقيقياوثابتشود؛تنهاظنداردكه

شوهراومردهاستويابهشهادتيكنفرمردعادلاستنادميكندوبااوازدواجمينمايد؛اينقسم

نيزازمصاديقزناست. فرقشباقسمتدومدرايناستكهرداينقسمتشخصواطيبهيكامارهغير

معتبركهمفيدظناستاستنادميكند؛وليدرقسمدوممستنديندارد , خواهمعتبرباشدخواهغير

معتبر

مستيوطيدرحال

كسيكهدرحالمستيبازناجنبينزديكيكندوطياوازمصاديقزنابهحسابميآيدوازوطيبه

شبههخارجميشودواحكامزنا(ثبوتحدونفينسبونفيمهر) برآنمترتبميشود . دركتاب

جواهرآمدهاست : وطيدرحالمستيزناستوحدبراوجاريميشودوفرزندازاونفيميگردد. اين

حكمازشهرتفتوائيبرخورداراستوشيخمفيدوشيخطوسيبرآنتصريحفرمودهاند,بلكهگفته

شدهاستمخالفيدرثبوتحدوجودندارد , غيرازعلامهدرتحريركهآنهمدركتابهايديگربامشهور

موافقتكردهاست.

دركتابعروهالوثقيآمدهاست:درتحققزنافرقينميكنداختياريباشديااجباريويااضطراريو

همچنينفرقينميكندزناكنندهدرحالنومباشديابيداري , بالغباشدياغيربالغ.

صحيحنباشدبهنظرميرسدكهاطلاقزنابهوطيدرحالنوم , مگراينكهمرادمعنايلغويوعرفيزنا

باشدكهدراينصورتوطيبهشبههرانيزشاملميشودواينبرخلافاصطلاحشرعياست؛زيرادر

عرفشرعومتشرعهزنادرمقابلنكاحصحيحوشبههقرارگرفتهاست . دراينكهاعمالانساندرحال

مستيتحتچهشرايطيمسئوليت u1603 كيفريداردقابلبحثوبررسياست, لكندراينجاتنهابهاين

مقداراكتفاميشودوتفضيلآنرادررسالهايتحتعنوانالحدودتدرءبالشبهاتبررسيكردهام.

گفتاردوم : اقساموطيبهشبهه

ازتعريفزناواقسامآنبهدستآمدكهاقسامزيررابرايوطيبهشبههميتوانتصوركرد:

-1 ياجهلبهحكمشرعيوطيغيرمستحقكهفاعلبهخاطرجهلبهموضوعو , خودرامستحقآن

ميداند, ايندرصورتياستكهفاعلدرجهلخودمعذورباشد: برايمثالمرديبازنيازدواجميكند

كهاودرعدهاستونميداندكهازدواجدرعدهحراماستيانميداندكهاودرعدهاستهرچندمي

داندكهازداجبازنعدهدارحراماست.

-2وطيغيرمستحقكهفاعلنيزاعتقادبهاستحقاقندارد, وليبهقولزنكهگفتهاستشوهرندارم

اعتمادكردهوبااوازدواجكردهاست.

-3 شخصغيرمكلفوطيغيرمستحقاز , مانندوطيدرحالخوابياجنونويامستيكهسببآن

حرامنباشد.

ميگويدصاحبجواهر : هرجاكهنكاحصحيحنباشدواينسهموردنيزصدقنكندزنامحسوبمي

شود .

سيديزدي (ره) قسمسومراازمصاديقزناشمردهاست, چنانكهگذشتبهنظرميرسدكهوطيدر

حالخوابوجنونرانميتوانازمصاديقزنابهشمارآوردوهمچنيناگرمستدرخوردنمكسر

معذورباشدودراثرمستيعمدواختيارراازدستبدهدمسئوليتكيفريازجملهحدزنانخواهد

داشت؛بنابراينچنينوطييدرحكموطيبهشبههخواهدبود .

نتيجه: بهشبههملحقميحمليكهازوطيدرحالمستيبهوجودميآيدبهكداميكاززناووطي

شود؟كهمعلومشدبااختلافمبانيردرايفقهااختلافبهوجودميآيد .

ازكلماتصاحبجواهر (قده) مستفادميشودكهاگرسببمستيحرامباشدشخصمستمسئوليت

كيفريدارد , هرچنددرحينارتكابجرم, قصدواردهاينداشتهباشد؛زيراالممتنعبالاختيار

لاينافيالاختيرا . ولياگرسببمستيمباحباش ,ماننداينكهكسيبرخوردنخمرمضطرباشد. در

صورتسلبارادهمسئوليتيمتوجهاونخواهدبود؛چنينشخصياگرقاتلباشدقصاصنميشودواگر

زناكندحدنميخورد.

بنابرمبنايصاحبجواهراگرحملوجنينازچنينوطييمتكونگردد, حمل, ناشيازوطيشبهه

خواهدبودوبنابرمبانيسيديزدي , كهاينقسمراازمصاديقزناميشمارد, حمل , ناشياززنااست.

محققخوبي( قده 9 درمباني , تفصيلديگريداردوآناينكه : اگرشخصمستقبلازشربخمربداند

كهمستيموجبارتكابجرمميشودوشربخمرنوعادرمعرضقتلاست,چنينشخصيقصاصمي

شود؛ولياگرنداندوقتلياتفاقبيفتد ,تنهاديهبراوثابتميشود.

بنابراينوطيدرحالمستيدرهمهشرايط, وطيبهشبههنيست؛بلكهدرصورتيازمصاديقشبهه

استكهشخصمستهنگامخوردنمسكرنداندكهمستيارتكابجرمرابهدنبالداردتنهاحرام

بودنسببمستي ,كافينيست .

خمينيامام (قده) درتحريرالوسيلهميفرمايد :اگرمستگناهكاردراثرمستيازعمدواختيارخارج

شود, درقصاصاوترديداستواقربواحوطسقوطقصاصاست.

ميعبارتتحريرالوسيلههرچنددرخصوصقصاصواردشدهاستلكنازآنيكحكمكليمستفاد

شودوآناينكهشخصمستدرصورتخروجازعمدواختيارمسئوليتكيفريندارد؛بنابرايندر

مسئلهموردنظر (وطيدرحالمستي) نيزميتوانگفتكهمستاگرازعمدواختيارخارجشودو

مرتكبوطيگردد, وطياوزنامحسوبنميشودوازمصاديقوطيبهشبههبهحسابميآيد .

درقانونمجازاتاسلامينيزآمدهاست : قتلدرحالمستيموجبقصاصاستمگراينكهثابتشود

كهدراثرمستيبلكيمسلوبالاختياربودهوقصدازاوسلبشدهاستوقبلابرايچنينعمليخودرا

مستنكردهباشد.

گفتارسومولدشبههبهچهكسيملحقميشود؟

شبههحكممزبوربااختلافاقسام , اختلافپيداميكند؛بنابراينآنهارادرضمنچندفرضبررسيمي

كنيم:

فرض 1- اگرزنشوهرنداشتهباشدومرديبااوبهنحوشبههنزديكيكندوازآنبچهايمتولدشود.

دراينصورتبچهبهصاحبنطفهملحقميشود . درنتيجهتوارثبينصاحبنطفهوحملبهوجودمي

آيدوهمهآثارواحكامنسببرآنمترتبميشودودرصورتيكهحملزندهمتولدشودازپدرارث

ميبرد .

يعميگويدمحققدرشرا : النسبيثبتمعالنكاحالصحيحومعالشبههصاحبجواهردرشرحعبارت

فوقمينويسد: اجماعابقسميهوبهاجماعمحصلومنقولاستنادميكند .

فرض 2- اگرزنشوهرداشتهباشدوهردونفرهمزوجوهممرداجنبيبهنحوشبههبااونزديكيكنند,

درصورتيكهمعلومشودشوهربچهدارنيشوداينحملبهصاحبنطفهكهمرداجنبياستملحقمي

شودواحكامنسبازجملهتوارثبرآنتوارثبرآنمترتبميشود. درگذشتهگفتهشدكهقاعده

فراشمخصوصمواردمشكوكهاستواينمواردراشاملنميشود.

فرض 3- دراينفرضامكانتكونحملازهردو (زوجواجنبي) وجوددارد. بحثايناست: آياحملبه

شوهركهفراشاستملحقميشوديابهمرداجنبيوياميانآنهاقرعهكشيدهميشود؟دراينفرض

سهحالتمتصوراست:- فاصلهولادتباوطي u1610 يكيازآنها (زوجيااجنبي) بيشازاقصايحملوياكمتر

ازاقلحملباشد, دراينصورتحملبهديگريملحقميشود. 2- شرطالحاقدرهيچكدامازآنان

وجودنداشتهباشد: يعنيفاصلهولادتباوطيآنهابيشازاقصايحملوياكمترازاقلحملباشد: در

اينصورتبههيچيكازشوهرواجنبيملحقنميشود 3- شرطالحاقدرهردوموجوداست . حمل

همميتواندبهشوهروهمبهاجنبيملحقشود. بحثاينجاستكهآيابهشوهرملحقميشودوازاو

ارثميبردويابهاجنبيمنسوبميگرددوازاوارثميبرد؟اختلافنظروجودداردمشهورمعتقد

استكهموردازمواردقرعهاستودليليبرالحاقولدبرفراش (شوهر) وجودندارد؛زيراقاعدهمعروف

فراشدربارهزناصادقاستووطيبهشبههراشاملنميشود .

درتحريرالوسيلهمنهاجالصالحينآمدهاست: ولدبهحكمقرعهملحقبهشوهريامرداجنبيميشود.

بعضيازفقهامعتقدندكهاينجانيزولدبهفراشملحقميشودوقاعدهالفراشاختصاصبهزناندارد؛

زيراجملهالولدللفراشمستقلاستوشاملوطيبهشبههنيزميگردد

نيستبهنظرميرسدكهدراينحكمفرقيبينشبههوزنا . اگردرزناگفتهشدهاستالولدللفراش

يقينازناخصوصيتينداردوموردنميتواندمخصصباشدوبهعبارتيديگربايدديدچراولدبهفراش

ملحقميشود؟چيزيكهاسلامقبلازهرچيزبهآناهميتميدهدحفظشخصيتواحترامانسانها

است. ازهرراهيكهشخصيتافرادتهديدشوداسلامباآنمبارزهوسعيميكندكهآنراازبينببرد؛

برايمثالدرفقهآمدهاست: اگرشخصيبهحيوانيمانند , استروالاغتجاوزكند,آنحيوانبايدازآن

شهربيرونبردهشودودرشهرديگربهفروشبرسد . علتايناستكهاينحيواناگردراينشهر

بماندچونبااينصفتشناختهشدهاستبرايصاحبشننگيخواهدبودوبرايحفظشخصيتصاحب

حيوانوازبينبردنننگورسوايي, دستورتبعيدحيواندادهشدهاست. چنانكهدرروايتمعتبرآمده

است:

لصاحبهالانهعنابيجعفرعليهالسلامفيالرجلياتيالبهيمهقاليجلدونالحدويغرمفيمهالبهيمه

افسدهاعليهوتذبحوتحرقانكانتممايوكللحمه , وانكانتممابركبظهرهغرمقيمتهاوجلد

دونالحدواخرجهامنالمدينهالتيفعلبهافيهااليبلاداخريحيثلاتعرف, فيبيعهافيهايعيربها

(صاحبها)

ترجمه : شددرخصوصمرديكهبهحيوانيتجاوركردهبودازامامباقرعليهالسلامسوال . امامعليه

السلامفرمود : فاعلتعزيزميشودبهمقداريكهبهاندازهحدنرسدوقيمتحيوانرابايدبهعنوان

غرامتبهصاحبشبپردازد . گرحيوانيباشدكهمردمگوشتاوراميخوردندبايدكشتهشودودرآتش

سوزاندهشودواگرحيوانسواريباشدبازفاعلتعزيزميشودوقيمتآنرابهعهدهميگيردوحيوان

رابايدازشهرجنايتخارجكندودرشهريكهشناختهنشود, بفروشدتاصاحبشبهوسيلهآنحيوان

ردشهرخودشتعييرونكوهشنشود.

تابدينازاينرواياتاستفادهميشودكهنظرشارعمقدسازتبعيدحيوانازبينبردنآثارجرماست

وسيلهشخصيتصاحبآنلكهدارنشود. حديثشريف: الولدللفراشوللعاهرالحجربرايايناست

كهداستانزنابعدازاجرايحدبهفراموشيسپردهشودوشخصيتافرادحفظگردداگربناباشدبچهبه

زانيملحقشودتاآنبچهوجودداردوتحتحمايتوتربيتزانيقراربگيردصاحبفراش (شوهر)

پيشمردمسرافكندهخواهدبود. اسلامبرايحفظشخصيتونجاتاوازاينسرافكندگيبچهرابهاو

ملحقميكندوزانيراردمينمايد . دروطيبهشبههنيزچنيناست؛تعييرونكوهشيكهازاينراه

متوجهشوهرميشودقابلمقايسهبانكوهشصاحبحيواننيست, بنابراينميتوانگفتكهمفسده

وطيبهشبههكمترازمفسدهزنانيست.

مقابلشوهرازآنچهتاكنونگفتهشدايننتيجهبهدستآمدكهاگرمدعينسبدر , شخصزانيباشد

,نسببهشوهركهفراشاستملحقميشودوشخصزانيمردودومطرودميگرددواگرمدعيكسي

باشدكهمرتكبوطيبهشبههشدهاستدراينجانيزبنابراظهربچهبهشوهرملحقميشودوبراي

اثباتايننظريهميتوانبهقاعدهالفراشاستنادكرد.

صاحبحدائقدراينجامطلبيداردكهميتوانبراياثباتمدعيبهآناستنادكرد . اودراينجادو

مسئلهمطرحميكند: يكيرابهمشهورنسبتميدهدوديگريراخودطرحمينمايد.

مسئلهاول- مرديزنخودراطلاقميدهدومردديگريبعدازطلاقبااوبهمشبههنزديكيميكندو

بعدازمدتيزنبچهايميآوردوادعاميكندكهازشوهرشاست . درصورتيكهالحقولدبههردو

(شوهرومرداجنبي) ممكنباشدشيخدراينجابهقرعهاستنادميكند؛زيرازنبرايهردوفراشاست

وقرعهبرايحلهرمشكليتشريعشدهاست .

مشهورايناستكهولدملحقبهمرداجنبيميشود؛زيرافراششوهرباطلاقزايلميشودوفراش

مرداجنبيبالامعارضميماند.

مسئلهدوماگرشوهربازنخودنزديكيكندودرآنزمانمرديباهمانزنبهشبههنزديكينمايدو

شرايطالحاقبهرهدوموجودباشددراينجاراهحلمنحصر u1576 بهقرعهاستچونزننسبتبهرهدوفراش

است .

ازكلماتصاحبحدائقمستفادميشود: درمسئلهموردنظراستنادبهقاعدهالفراشبلامانعاست .

وليچونهردونفر(شوهرومرداجنبي) صاحبفراشاند, نميتوانبهقاعدهفوقاستنادكرد؛پساگر

ثابتشودكهصاحبفراشدراينجاتنهاشوهراستتمسكبهقاعدهبلامانعخواهدبودونوبتبهقرعه

نخواهدرسيد.

باشدبهنظرميرسدكهمرداجنبينميتواندصاحبفراش ,بلكهفراشاختصاصبهشورهدارد؛چنانكه

دركتابوافيآمدهاست : الولدللفراشايمالكالفراشوهوالزوج.

ميگويددرمجمعالبحريندرمادهفرش : الولدللفراشايللزوجفانكلواحدمنالزوجينيسمي

فراشاللاخركميسميكلواحدمنهمالباساللاخر.

ميگويدعلامهبجنورديدركتابالقواعدالفقيهدرتعريففراش : واماالفراشفهيعبارهعمايفرش

لنوماولغيرهوههناكنايهعنالزوجالشرعيباعتبارانمنهوزوجشرعاكانلهحقانيناممعهافيه

شرعاويستمتعمنها.

شوهرشرعيفراشهرچيزياستكهبرزمينگستردهميشودجهتخوابومانندآنودراينجامراد

زناست . بهايناعتباركههرشوهريحقداردبازوجهخوددرآنبستربخوابد.

نتيجهميگيريم: باشددرمسئلهموردنظرمالكفراششوهراستومرداجنبينميتواندصاحبفراش

وچونعبارتالولدللفراشمستقلاستمچنانكهازكلماتصاحبحدائقوعلامهبجنوردي (قده)

مستفادميشوددرمسئلهموردنظرولدبههمسرملحقميشود.

درشرايعآمدهاست :ولوطلقهافاعتدتثمجاءتبولدمابينالفراقالياقصيمدهالحمللحقبهاذالم

توطابعقدولاشبهه : صاحبجواهرمستندحكمراقاعدهفراشميداندوميگويد: لانهافراشهاين

تعليلميرساندكهقاعدهالفراشمستقلاستوتنهادرمقامنفيزانينيست.

گفتارسوم : ارثحملناشيازشبهه

شبههگاهيشبههازطرفمرداتفاقميافتدوزنميداندكهاينمرداجنبياستوگاهيازطرفزن

استومردميداندكهاينزن , اجنبيهاستوگاهيازهرددوطرفشبههاستدرصورتاولحمل

برمردملحقميشودوازاورارثميبرديعنيبههردوملحقميشود،چنانكهقانونمدنيبرآن

صراحتدارد :

طفلمتولدازنزديكيبهشبههفقطملحقبهطرفيميشودكهدراشتباهبودهودرصورتيكههردودر

اشتباهبودهاندملحقبههردوخواهدبود .

نميكندموضوعيباشدياحكميدرشبههفرقدراشتباهموضوعيشخصميداندكهنزديكيبازن

اجنبيحراماستولياورابهاشتباههمسرخودميدند u1608 وبااونزديكيميكند . مثالديگر :

شخصيبازنيكهخواهررضاعياوستازدواجميكندونميداندكهباخواهررضاعيخودازدواجكرده

است .دراثراينازدواجحمليبهوجودميآيد .

دراشتباهحكميمرتكبنميداندكهايننزديكيحراماستوآنرامجازميداندومرتكبميشود

،برايمثال : مرديبازنيازدواجميكندكهدرعدهطلاقبهسرميبردولينميداندكهازدواجدرعده

حراموباطلاستودراثراينازدواجحمليبهوجودميآيد . مثالديگر :مرديبادختروياخواهر

رضاعيخودازدواجميكندونميداندكهاينازدواجباطلوحراماستوآنرامجازميداندوبااو

نزديكيميكند .درهمهاينصورحلناشيازشبههبهصاحبنطفهملحقميشودوازاوارثميبرد.

بعضيازحقوقدانانتصوركردهاندكهردفقهاماميهفرزنديكهبهشبههازيكيازمحارممتولدشود،به

هيچيكازابوينملحقنميشود .

دركتابحقوقمدنيآمدهاست :فرع 1- آنچهدربالاگفتهشدكولدشبههمانندفرزندمتولدازنكاح

صحيحميباشد،درصورتياستكهنزديكيبايكيازمحارمواقرباينسبي،سببييارضاعيازقبيل

عمه،خاله،مادرزن , دايهوامثالآنهاواقعنشدهباشدوالافرزنديكهبهشبههازيكيازاينانمتولد

گرددملحقبههيچيكازابويننخواهدبود،زيرادراينموردجهلنميتواندمانعازتأثيرموانعذاتي

نكاحگرددونقصآنراجبرانكند . اينامراجماعيبينفقهاياماميهاستتاآنجاكهميگويد :ولي

بدستورماده ( 3 ) قانونآئيندادرسيمدنيميتوانطبقعرفوعادتمسلمجامعهمسلمينكهفرزند

متولدبهشبههازمحارمرادررديفولدالزناميشناسد،اوراازارثمحرومساخت .

دركتابارثنيزآمدهاست :فرزندمتولدازشبههدرصورتيدرحكممتولدازنكاحصحيحاستوبا

شخصدارايشبههنسبقانونيخواهدداشتكهنتيجهرابطهجنسيبينمحارمنباشدوالاطفلبا

هيچيكازطرفيننسبقانونينخواهدداشت،اگرچهدرقانوناساسيبايدبهموازينفقهيمراجعه

كرددرحقوقايراننيزبايدالحاقفرزندمزبوررابهمحارميكهمرتكبرابطهجنسيشدهاند،منفي

دانست .

ازعبارتبايدبهموازينفقهيمراجعيكردمستفادميشودكهبهنظرنويسنده،درفقهاماميهفرزند

مزبوربههيچيكازابوينملحقنشدهاست . وليآنچهدرفقهاماميهآمدهاستخلافايناستدرفقه

اماميهولدشبههملحقبهكسياستكهدارايشبههاست،خواهاينشبههدربينمحارمشخصباشد

خواهديگران .

توضيح : دراينجاچندفرضوجودداردكهحكمهريك u1585 راجداگانهبايدبررسيكرد :

فرض 1- شخصمرتكبجاهلبهموضوعباشد؛برايمثال : شخصيميداندكهنزديكيبامادرزنحرام

استوليبهاشتباه،مادرزنخودراهمسرخودتصوركردهوبااونزديكيميكندودرنتيجهفرزندي

بهوجودميآيد . مثالديگر : شخصميداندكهازدواجباخواهررضاعيحراموباطلاستوليبا

شخصيكهخواهررضاعياوستازدواجميكندونميداندكهاوحراماوستوازدواجبااوجايزنيست

ودراثرازدواج،فرزنديبهدنياميآيد . درهرددومثالفرزندبهصاحبنطفهملحقميشود،حتياگر

چنينشبههايبينمحارمنسبياتفاقبيفتد،حكمچنيناست .

فرض 2- شخصمرتكبجاهلبهحكمباشدونداندكهازدواجبامحارمحراماستودرحينعمل

ونزديكيآنراجايزبداند . دراينصورتنيزايننزديكيزنانيستواگربچهايبهوجودبيايدولدزنا

محسوبنميشود , بلكهولدشبههاستدرايندوفرضميتوانگفتكهنزديكيزنانيستوفرزندنيز

ولدشبههاست . ميتوانگفتكهمخالفيدراينمسئلهديدهنشدهاست .

دركتابشرحلمعهآمدهاست : ولونكحالمسلمبعضمحارمهبشبههوقعالتوارثبينهوبيناولاده

بالنسبايضاًوانكانفاسداً .

ترجمه : نيزاگرمسلمانبابعضيازمحارمخودبهشبههازدواجكنداو (مانندمجوس ) بهنسباز

يكديگرارثميبرند،هرچهنسبفاسداست . سپسشهيدثانيدراينجابهفروغذيلاشارهكردهو

ميگويد :

فرع 1- اگرمسلماندراثرشبههازدخترخودصاحبدودخترشود،همهماتركاوميانهرسهدختر

بهطورمساويتقسيمميشود؛يعنيدختراولكههمسراوستارثزوجيتنميبرد؛زيراكهسبب

فاسدموجبارثنميشود , برخلافنسبفاسدكهاوموجبتوارثاست .

فرع 2- اگريكيازآندودختربميردوارثمنحصربهفرداودودخترديگرباشد،كهيكيمادراوست

ماتركدختربهمادراوكهخواهراونيزهست،ميرسدوخواهرديگرازآنمحروماست .

فرع 3- اگرمادربميرددودخترديگروارثاوهستند .

فرع 4- اگربعدازمردنمادريكيازدخترهانيزبميرددخترزندهكهخواهراوستازاوارثميبرد .

همهاينهانشاندهندهايناستكهنسبفاسدهمانندنسبصحيحاستوموجبتوارثميشود . در

تحريرالوسيلهآمدهاست :مسلمانباسببفاسدارثنيمبد؛يعنياگربايكيازمحارمخودازدواجكند

اينزنوشوهرازيكديگرارثنميبرند،اگرچهاينازدواجبهشبههاست . مسلمانبانسبصحيح

وفاسدارثميبرد . اگرازرويشبههباشدواگرمادرخودرااجنبيبداندوبااوازدواجكندوفرزندياز

آنهابهوجودبيايد،ازيكديگرارثميبرند . نظيراينعبارتدرمنهاجالصالحيننيزوجوددارد .

درخصوصوطيبهشبههدرمبانيتكملهالمنهاجآمدهاست :اگركسيبايكيازمحارمخودمانندمادر

،خواهروهمسرفرزندوهمسرپدرشازدواجكند،درصورتجهلبهموضوعوياحكمبااونزديكي

نمايد،حدزناازاوساقطميشودوهمچنيندرهرجاييكهوطيبهشبههباشد،مانندكسيكهدر

فراشخودزنيراميبيندوهمسرخودخيالميكندوبااونزديكيمينمايد .

يعمينويسدمحققدرشرا : ولوتزوجمحرمهكالاموالمرضعهوزوجهالولدوزوجهالابفوطيءمعالجهل

بالتحريمفلاحد .

درعبارتفوقمحققازدواجبامحارمسهگانه (نسبي , سببيورضاعي ) رامطرحميكندوازدواجبا

آنهاونزديكيرادرصورتجهلبهتحريمزنانميداندوازكيفرحدمعافميكند . صاحبجواهردر

شرحوتفسيرآنميگويد: للشبههالدارئهلهالملحقهبالنكاحالصحيحيعنيبهخاطرشبههكهحدرااز

اودفعميكندوآنرابهنكاحصحيحملحقمينمايد .

نتيجه : بهاگروطيبامحارمزنانيستوملحقبهنكاحصحيحاستچگونهولديكهدراثراينازدواج

وجودميآيد ,ولدزنامحسوبميشود؟

فرض 3- كسيكهجهلاوبهحكمازرويتقصيرباشدودرحينعملمتوجهجهلخودشود ,چنين

كسيزانيمحسوبوبچهايكهازاومتولدميشودولدزنابهحسابميآيد , مانندكسيكهنميداند

ازدواجبامادرزنحراماستوبااوازدواجميكندوليدرحينازدواجوعملمتوجهجهلخودميشود

چنينشخصيمعذورنيستوعملشزناوولدشنتيجهزناست .

باشدبعيدبهنظرميرسدكهمقصودحقوقداناناينفرض : زيراجاهلمقصركهمتوجهجهلخود

شود,فرقنميكندازدواجبامحارمباشدويابااجانب؛درهردوصورت , نزديكيزناوولد , ولدزنا

محسوبميشود.

فرض 4- اگركسيبايكيازمحارمخودازدواجكند, درحاليكهميدانداينازدواجحراماست. دراين

فرض , ميانفقهايماميهوابوحنيفهاختلافنظروجوددارد. اومعتقداستكهعقدشبههاستو

نزديكيبعدازاينعقدوطيبهشبههتلقيميشودواگربچهايبهوجودبيايدولدشبههمحسوبمي

شود . ايننظريهمخالفبانظريهفقهاياماميهوهمچنينمخالفبانظريهفقهايمالكيه, شافعيهو

حنبليهاست.

همهفقهايماايننزديكيرازناوفرزندنايزااينازدواجراولدزناميداننداحتمالنميرودكهمراد

حقوقداناناينفرضباشد؛زيرااولا , اينفرضبااينويژگياختصاصبهمحارمندارد, بلكهچنين u1593 عقدي

بااجانبنيزشبههنيستوولدناشيازآنولدزنااست. ثانيا , عبارتزيرادراينموردجهلنميتواند

مانعازتاثيرموانعذاتينكاحگرددمنافاتبااينفرضندارد , زيرادراينفرضعلمبهحرمتاخذشده

است.

گفتهشدنتيجهميگيريمازآنچهتاكنون . وطيبهشبههزنانيستخواهبامحارمباشدوخواهبااجانب

وبچهايكهازآنبهوجودميآيدولدزنانيست؛بازفرقنميكندازمحارمباشدياازاجانبعبارات

حقوقمدنيوكتابارثازجهتديگرنيزقابلمناقشهاستدركتابحقوقمدنيآمدهاست:جهل

نميتواندمانعازتاثيرموانعذاتينكاحگرددايننظريهقابلمناقشهاست , زيرامخالفباكلماتفقهاي

اماميهوظاهرماده 1165 ق.ماستطفلمتولدازنزديكيبهشبههفقطملحقبهطرفيميشودكهدر

اشتباهبودهودرصورتيكههردودراشتباهبودهاندملحقبههردوخواهدبوداينمادهاطلاقدارد :

فرزندرادرصورتاشتباهبههردوملحقميكندوبينمحارمواجانبفرقنميگذارد .

ميگويدودركتابارث : درقانونمدنيحكممزبوررانميتوانيافتاينسخننيزقابلمناقشهاست

زيراچنانچهگفتهشدمادهفوقبااطلاقيكهداردفرقيميانمحارمواجانبنميگذاردوحكممسئله

موردنظرازآنمستفادميشود.

قسمتپنجمكهدربياناحكامجنايتبرحملاستودريكمقدمهوسهگفتارموردبحثوبررسي

قرارخواهدگرفت؛درشمارهبعد, ازنظرخوانندگانمحترمخواهدگذشت .

منابع:

-1 جلدشرايعالاسلام 4 ص 44

-2جواهرالكلام , جلد 13 ص 659

-3 جلدجامعالمقاصد 12 , ص 190

-4 ر. ك: النهايهص 681 . سرائر , جلد 3 , ص 276 , ارشادلاذهان,جلد 2 , ص 129 ،قواععلامهجزء 2

ص 181 . مختلف, جزء 2 , ص 744 , كشفاللثام ,جلد 2 ص 303 , شرحلمعه , جلد 8 ص 212 , مسالك

الافهام , جلد 2 , ص 274 . جامعالمدارك ,جلد 5 , ص 369 . تحريرالوسيله , جلد 2 , ص 369 . منهاج

الصاحين ,جلد 2, ص 378 . ونيزر. ك : وسائلالشيعه , جلد 26 , باب 8 , ازابوابميراثولدالملاعنه ,

. ص 274

, -5جلد 4ص 44

-6جواهرالكلام , جلد 10 ص 495

-7مسالكالافهام , جلد 2 , ص 274

-8جواهرالكلام , جلد 10 , ص 495

, -9جلد 4   ص 44

-10. القواعدالفقهيهعلامهبجنوردي ,جلد 4 , ص 44

-11 منبعهمان

-12وسائلالشيعه , جلد 29 , باب 32 ازابوابقصاصنفس .

-13سورهنساءآيه 23

-14 منبعهمان

-15جامعالمقاصد , جلد 12 , ص 192

-16جامعالمقاصد ,جلد 12 , ص 191

-17المقعنه, ص 726 : "وتقبلشهادهالوالدلولدهوعليهوتقبل

عليهشهادهالولدلوالدهوعليهوتقبلشهادهالولدلوالدهولاتقبلشهادته " درخلافميگويد: شهاده

الولدعليوالدلاتقبلبحال " جلد 3 , ص 342

-18مبانيتكملهالمنهاج , جلد 1, ص 96

-19تحريرالوسيله , جلد 2 , ص 444

-20. وسائلالشيعه , جلد 28 , باب 26 ازابوابشهادات, حديث 6

-21كتابالانتصارومماانفردتبهالاماميهالقولبانشهادهولدالزنا

لاتقبل , . جواهرالكلام ,جلد 14 , ص 368

-22وسائلالشيعه ,جلد 28 , باب 31 , ازابوابشهادات .

-23. مسالكالافهام , جلد 2 , ص 325 , النهايه , ص 326

-24 منبعهمان .

, -25جلد 2ص 65

, -26جلد 2ص 520

-27مبانيتكملهالمنهاج , جلد 2 , ص 65

, -28جلد 10. ص 61

,-29جلد 2ص 520

-30 جلدوسائل 29 , باب 47 , ازابوابقصاصنفس

-31 جلدجواهرالكلام 15 , ص 96 ومبانيتكملهالمنهاججلد 2 , ص 65

-32 جلد . شرائعالاسلام 4, ص 247

-33كالمجواهرال ,جلد 15 , ص 277

-34مبانيتكملهالمنهاج , جلد 2 , ص 207

-35وسائلالشيعه , جلد 29 , باب 15 , ازابوابدياتالنفس .

-36 , ر.ك. شرايعالاسلامجلد 4 , ص 247 , جواهرالكلام , جلد 15 ,ص 277 , المختصرالنافع, ص 295

رياضالمسائلجلد 2, ص 450 وجامعالمداركجلد 8 , ص 250 مبانيتكملهالمنهاججلد 2 , ص 207 , و

. تحريرالوسيلهجلد 2 , ص 559

-37 جلدتحريرالوسيله 2, ص 559

, -38جلد 3ص 352

, -39جلد 15ص 277 ودرصفحه 207 جلد 2 , آمدهاست : "المشهوربينالاصحابانديهولدالزنااذا

كانمحكومابالاسلامديهالمسلموقبلانديتهثمانماهوهوالاقرب" ودرصفحه 414 همانكتابآمده

است: فياسقاطالجنينالمتكونمنزنااذاتمتخلقتهقبلانتجلهالروحعشرديهولدالزناواماديته

فيالمراتبالسابقهدونهذهالمرتبهفعليالنسبهوامابعدولوجالروحفديتهثمانماهدرهمانكانذكرا

, وانكانانثيفاربعماهدرهم .

, وسائلالشيعه , جلد 26 , باب 3 , ازابوابولاءصمانالجزيرهوالامامهحديث: 1و 2و 3 و 4 ودرحديث 5

آمدهاست : الاماموارثمنلاوارثله

وسائلالشيعه , جلد 9 باب 1 و 2 , ازابوابانفال .

شرائعالاسلام , جلد 4 , ص 40 وجواهرالكلامجلد 13 , ص 650 ومنهاجالصالحينجلد 2 , ص 377 و

. تحريرالوسيلهجلد 2 , ص 399

, جلد 10چاپبيروتدر 15 مجلد.

. عروهالوثقي ,فيالمحرماتبالمصاهرهمسئله 33

جواهرالكلامجلد 10 ص 490

. جواهرالكلام , جلد 10 , ص 489

جلد . مبانيتكملهالمنهاج 2 , ص 80

تحريرالوسيله, جلد 2 , ص 523

جواهرالكلام ,جلد 10 ص 488

يهالقواعدالفقه , جلد 4 , ص 39

جلدتحريرالوسيله 2 , ص 309 , منهاجالصالحين , جلد 2 ص 283

يهع   القواعدالفقهلامهبجنوردي , جلد 4 , ص 39

. وسائلالشيعه , جلد 28 , باب 1 ازابوابنكاحالبهائم , حديث 4

جلد . حدائق 23 , ص 282

,جلد 3ص 214 باب 226 (ابوابالولادات)

,جلد 4ص 24

جلدحقوقمدنيتاليفدكترسيدحسنامامي 3, ص 215

ص 70

لمعهشرح , جلد 8 , ص 223

لمعهشرحجلد 8, ص 224

. تحريرالوسيله, جلد 2 , ص 403

ينجلدمنهاجالصالح 2, ص 383

جلدمبانيتكملهالمنهاج 1 , ص 167

. شرايع , جلد 4 , ص 150

جواهرالكلام , جلد 14 , ص 452

تحريرالوسيله , جلد 2 ,ص 456 , مبانيتكملهالمنهاججلد 2 , ص 169

الفقهالاسلاميوادلته , جلد 6 ص 31

.

 

 

 

 

 
» موضوعات مطالب سایت «
 
 
مدرسه حقوق ایرانصفحه اصلی || درباره ما || پاسخ به سوالات شما || تماس با ما
feed-image