به وب سایت رسمی گروه مدرسه حقوق ، خوش آمدید  09122330365

 ضمن تشکر از شما کاربر عزیز که سایت مدرسه حقوق را جهت استفاده از خدمات ما انتخاب نموده اید به اطلاع شما میرسانیم این سایت با هدف ارتقاء سطح اطلاعات حقوقی و رفع نیازها و مشکلات حقوقی شما راه اندازی گشته و در جهت نیل به این هدف و رفع اشکالات موجود و ارائه خدمات بهتر ، رهنمودها و انتقادات و پیشنهادات شما کاربر عزیز را می طلبد . لازم بذکر است در طراحی و ارائه مطالب سعی بر رعایت سادگی و دسترسی آسان به مطالب و مشکلات متداول حقوقی گشته که جامعه بیشتر با آن دست به گریبان است.

تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

ضمنا کاربران محترم  می توانند از طریق قسمت ارتباط با ما و یا از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید و یا gmail.com@ تقاضای خود را در زمینه استفاده از خدمات وکالتی و یا مشاوره حقوقی وکلای مجرب پایه یک دادگستری عضو گروه مدرسه حقوق در تمام نقاط داخل و یا خارج از کشور و نیز در زمینه مهاجرت اعلام نمایند تا در اسرع وقت با ایشان تماس حاصل گردد .

تعيين ديه و ارش شكستگي بندهاي انگشت دست و ارش دررفتگي

 تعيين ديه و ارش شكستگي بندهاي انگشت دست و ارش دررفتگي

متن سئوال

 

1 ـ با عنايت‌ به‌ ماده‌ 442 قانون‌ مجازات‌ اسلامي‌ و منابع‌ فقهي‌ آن ; چنانچه‌ شكستگي‌ در يكي‌ ازبندهاي‌ انگشتان‌ دست‌ واقع‌ شود ديه‌ آن‌ خمس‌ ديه‌ مقرر براي‌ يك‌ بند انگشت‌ (يك‌ پنجم‌ از يك‌ سوم‌ ازده‌ صدم ) مي باشد يا بين‌ بند اول‌ و دوم‌ و سوم‌ فرق‌ هست ؟ و مثلا شكستگي‌ در بند سوم‌ به‌ منزله شكستگي‌ انگشت‌ مي باشد و ديه‌ آن‌ ديه‌ شكستن‌ انگشت‌ است‌ و در صورت‌ عدم‌ تفاوت‌ بين‌ بندهاي انگشتان ، فرض‌ شكستن‌ استخوان‌ انگشت‌ در چه‌ صورتي‌ است ؟
2 ـ چنانچه‌ عضو شكسته‌ معيبا معالجه‌ شود آيا مي توان‌ براي‌ عوارض‌ ناشي‌ از آن‌ از قبيل محدوديت‌ حركتي‌ در خم‌ و راست‌ كردن‌ انگشت‌ مازاد بر ديه‌ مقرر، ارش‌ نيز تعيين‌ نمود؟
در فرض‌ سؤال‌ چنانچه‌ شكستگي‌ همراه‌ با دررفتگي‌ باشد تعيين‌ ارش‌ چه‌ جايگاهي‌ دارد؟

 

 

 

متن پاسخ

 

پاسخ‌ سؤال‌ اول
فقها در قطع‌ انگشت‌ فرموده اند ديه‌ هر انگشت‌ سه‌ قسمت‌ مي شود كه‌ هر كدام‌ ثلث‌ ديه‌ يك‌ انگشت‌ است مگر انگشت‌ ابهام‌ كه‌ آن‌ دو قسمت‌ مي شود و ديه‌ هر قسمت‌ نصف‌ ديه‌ يك‌ انگشت‌ است .1 بنابراين‌ اگر كسي تمام‌ انگشت‌ ديگري‌ را قطع‌ كند يك‌ دهم‌ ديه‌ يك‌ دست‌ را بايد بپردازد و اگر يك‌ بند از انگشتان‌ غير ابهام‌ راقطع‌ كند يك‌ سوم‌ از يك‌ دهم‌ را بايد بدهد ولي‌ در ابهام‌ اگر يك‌ بند آن‌ را قطع‌ نمايد يك‌ دوم‌ از يك‌ دهم‌ لازم مي شود و از سوي‌ ديگر درباره‌ شكستگي‌ استخوان‌ فرموده اند ديه‌ شكستن‌ استخوان‌ هر عضو اگر با عيب‌ التيام يابد يك‌ پنجم‌ ديه‌ آن‌ عضو مي باشد و اگر بدون‌ نقص‌ درمان‌ شود و بهبود كامل‌ يابد ديه‌ آن‌ چهار پنجم‌ ديه شكستگي‌ مي باشد.2 پس‌ در انگشتان‌ غير ابهام‌ هرگاه‌ استخوان‌ يك‌ بند انگشت‌ بشكند و بدون‌ عيب‌ درمان شود، ديه‌ آن‌ چهار پنجم‌ از يك‌ پنجم‌ از يك‌ سوم‌ از يك‌ دهم‌ ديه‌ كامل‌ لازم‌ مي شود و همچنين‌ در بقيه‌ فروض مسأله‌ كه‌ نياز به‌ توضيح‌ ندارد و روشن‌ است‌ و در انگشت‌ ابهام‌ هرگاه‌ يك‌ بند آن‌ بشكند و با عيب‌ التيام‌ يابد،ديه‌ آن‌ يك‌ پنجم‌ از يك‌ دوم‌ از يك‌ دهم‌ ديه‌ كامل‌ است‌ و اگر بدون‌ عيب‌ بهبود يابد چهار پنجم‌ از يك‌ پنجم‌ ازيك‌ دوم‌ از يك‌ دهم‌ و اگر هر دو بند بشكند و با نقص‌ التيام‌ يابد ديه‌ آن‌ يك‌ پنجم‌ از يك‌ دهم‌ ديه‌ كل‌ دست‌ است و اگر بدون‌ عيب‌ درمان‌ شود چهار پنجم‌ از يك‌ پنجم‌ آن‌ مي باشد. با توجه‌ به‌ مراتب‌ مزبور در بين‌ بندهاي انگشتان‌ از جهت‌ ديه‌ تفاوتي‌ نيست‌ و شكستگي‌ انگشت‌ جدا از شكستگي‌ بندها تصور ندارد و تفاوتي‌ كه هست‌ بين‌ ابهام‌ و ساير انگشتان‌ است‌ كه‌ ديه‌ انگشت‌ در انگشت‌ ابهام‌ دو قسمت‌ مي شود و در ساير انگشتان سه‌ قسمت .

 

پاسخ‌ سؤال‌ دوم
همان‌ طور كه‌ در پاسخ‌ سؤال‌ اول‌ گفته‌ شد طبق‌ فتاوي‌ فقها و ماده‌ 442 قانون‌ مجازات‌ اسلامي 3 درصورتي‌ كه‌ استخوان‌ شكسته‌ عضوي‌ معيوب‌ درمان‌ شود ديه‌ آن‌ خمس‌ ديه‌ آن‌ عضو خواهد بود و اگر بدون عيب‌ درمان‌ شود، ديه‌ آن‌ چهار پنجم‌ ديه‌ شكستن‌ آن‌ عضو مي باشد. بنابراين‌ عضوي‌ كه‌ پس‌ از بهبود شكستگي محدوديت‌ در حركت‌ دارد، بدون‌ عيب‌ درمان‌ نشده‌ و ديه‌ آن‌ خمس‌ ديه‌ آن‌ عضو خواهد بود و در حقيقت‌ يك پنجم‌ اضافي‌ به‌ لحاظ عيب‌ منظور شده‌ است‌ و لذا محدوديت‌ در حركت‌ ارش‌ ندارد و ظاهرا تفاوتي‌ نيست‌ بين آن‌ كه‌ محدوديت‌ در حركت‌ در همان‌ بندي‌ باشد كه‌ دچار شكستگي‌ استخوان‌ شده‌ يا در بندهاي‌ ديگر انگشت چون‌ در هر دو مورد عرفا گفته‌ مي شود شكستگي‌ بدون‌ عيب‌ درمان‌ نشده‌ است .

 

پاسخ‌ سؤال‌ سوم
براي‌ درفتگي‌ ديه‌ معيني‌ مقرر نشده‌ است‌ و طبق‌ قاعده‌ كليه اي‌ كه‌ فقها بيان‌ كرده اند كه‌ «كل‌ مالاتقدير فيه ففيه‌ الارش » هر جنايتي‌ كه‌ ديه اي‌ براي‌ آن‌ معين‌ نشده‌ در آن‌ ارش‌ است 4 كه‌ به‌ آن‌ حكومت‌ نيز مي گويند.
البته‌ در ماده‌ 443 قانون‌ مجازات‌ اسلامي‌ آمده‌ است‌ كه‌ «در جدا كردن‌ استخوان‌ از عضو به‌ طوري‌ كه‌ بي فايده‌ گردد دو ثلث‌ ديه‌ همان‌ عضو است‌ و اگر بدون‌ عيب‌ درمان‌ شود ديه‌ آن‌ چهار پنجم‌ ديه‌ اصل‌ جدا كردن مي باشد. اين‌ ماده‌ ترجمه‌ گفتار امام‌ خميني‌ (ره ) در تحرير الوسيله‌ است‌ كه‌ مي فرمايد: و في‌ فكه‌ في‌ العضوبحيث‌ يتعطل‌ ثلثا ديه‌ ذلك‌ العضو فان‌ جبر علي‌ غير عيب‌ فاربعه‌ اخماس‌ ديه‌ فكه 5 و مستند اين‌ حكم‌ روايات‌ واجماع‌ فقها است . صاحب‌ جواهر مي گويد: اگر عضو در اثر بيرون‌ آمدن‌ و عدم‌ بهبود از كار بيفتد حكم‌ شلل‌ راپيدا مي كند كه‌ حكم‌ آن‌ پرداخت‌ دو ثلث‌ ديه‌ است‌ و در صورت‌ بهبود يافتن‌ دليل‌ بر پرداخت‌ چهار پنجم‌ از دوسوم‌ ديه‌ اجماع‌ فقهاي‌ اماميه‌ است .6
و دليل‌ بر اين‌ كه‌ در شلل‌ (فلج‌ عضو) دو سوم‌ ديه‌ است‌ صحيحه‌ فضيل‌ بن‌ يسار است‌ كه‌ مي گويد: سألت ابا عبدالله‌ (ع ) من‌ الذراع‌ اذا ضرب‌ فانكر منه‌ الزائد؟ قال ، فقال : اذا يبست‌ منه‌ الكف‌ فشلت‌ اصابع‌ الكف‌ كلهافان‌ فيها ثلثي‌ الديه‌ ديه‌ اليد. قال‌ وان‌ شلت‌ بعض‌ الاصابع‌ و بقي‌ بعضها فان‌ في‌ كل‌ اصبع‌ شلت‌ ثلثي‌ ديتها. از امام صادق‌ پرسيدم‌ درباره‌ ذراع‌ هرگاه‌ ضربه اي‌ بر آن‌ وارد شود كه‌ در اثر آن‌ مچ‌ دست‌ بشكند؟ امام‌ فرمود: هرگاه‌ دراثر شكستگي‌ دست‌ خشك‌ شود و تمام‌ انگشتان‌ فلج‌ شوند، پس‌ ديه‌ آن‌ دو سوم‌ ديه‌ يك‌ دست‌ است‌ و فرمود:اگر بعضي‌ انگشتان‌ فلج‌ شود و بعضي‌ ديگر سالم‌ باشند هر انگشتي‌ كه‌ فلج‌ شده‌ ديه‌ آن‌ دو سوم‌ ديه‌ قطع‌ آن انگشت‌ است .7
اكنون‌ بايد ديه‌ فك‌ كه‌ به‌ معني‌ جدا شدن‌ است‌ دررفتگي‌ را شامل‌ مي شود؟ شوراي‌ نگهبان‌ در بيان‌ مواد ازاين‌ واژه‌ مي گويد: منظور از جدا شدن‌ استخوان‌ در ماده‌ مذكور در قانون‌ ديات‌ و قانون‌ مجازات‌ اسلامي‌ اين است‌ كه‌ استخوان‌ به‌ كلي‌ از مفصل‌ بيرون‌ آمده‌ باشد كه‌ قهرا قسم‌ خاصي‌ از درفتگي‌ است‌ نه‌ مطلق‌ دررفتگي‌ ومقصود بريده‌ شدن‌ و جدا شدن‌ آن‌ عضو نيست .8
مؤيد اين‌ نظر اين‌ است‌ كه‌ در روايات‌ و فتاوي‌ فقها ديه‌ فك‌ عضو بيشتر از ديه‌ شكستگي‌ و كوبيدگي‌ مقررشده‌ است .9 كه‌ نشانگر اين‌ است‌ كه‌ (فك ) حالتي‌ شديد از شكستگي‌ و كوبيدگي‌ است‌ پس‌ دررفتگي‌ معمولي نيست‌ و درفتگي‌ معمولي‌ همانطور كه‌ گفته‌ شد فقط ارش‌ دارد.

 

 
» موضوعات مطالب سایت «
 
 
مدرسه حقوق ایرانصفحه اصلی || درباره ما || پاسخ به سوالات شما || تماس با ما
feed-image