به وب سایت رسمی گروه مدرسه حقوق ، خوش آمدید  09122330365

 ضمن تشکر از شما کاربر عزیز که سایت مدرسه حقوق را جهت استفاده از خدمات ما انتخاب نموده اید به اطلاع شما میرسانیم این سایت با هدف ارتقاء سطح اطلاعات حقوقی و رفع نیازها و مشکلات حقوقی شما راه اندازی گشته و در جهت نیل به این هدف و رفع اشکالات موجود و ارائه خدمات بهتر ، رهنمودها و انتقادات و پیشنهادات شما کاربر عزیز را می طلبد . لازم بذکر است در طراحی و ارائه مطالب سعی بر رعایت سادگی و دسترسی آسان به مطالب و مشکلات متداول حقوقی گشته که جامعه بیشتر با آن دست به گریبان است.

تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

ضمنا کاربران محترم  می توانند از طریق قسمت ارتباط با ما و یا از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید و یا gmail.com@ تقاضای خود را در زمینه استفاده از خدمات وکالتی و یا مشاوره حقوقی وکلای مجرب پایه یک دادگستری عضو گروه مدرسه حقوق در تمام نقاط داخل و یا خارج از کشور و نیز در زمینه مهاجرت اعلام نمایند تا در اسرع وقت با ایشان تماس حاصل گردد .

جواز يا عدم‌ جواز سقط جنين‌ ناقص‌ الخلقه‌ (فاقد سر(

 

جواز يا عدم‌ جواز سقط جنين‌ ناقص‌ الخلقه‌ (فاقد سر(

متن سئوال

 

خانمي‌ به‌ پزشك‌ متخصص‌ زنان‌ و زايمان‌ مراجعه‌ تا وي‌ را مورد معاينه‌ قرار دهد پزشك‌ محترم نامبرده‌ را به‌ سونوگرافي‌ معرفي‌ و با سونوگرافي‌ معلوم‌ مي شود كه‌ حمل‌ داخل‌ در شكم‌ خانم‌ مذكورفاقد سر مي باشد يا به‌ علت‌ ديگر سرش‌ تشكيل‌ نشده‌ و پزشك‌ متخصص‌ هم‌ تأييدنموده‌ است‌ كه‌ سرحمل‌ تشكيل‌ نشده‌ است‌ و مرده‌ به‌ دنيا مي آيد و خانم‌ به‌ همراه‌ شوهرش‌ طي‌ درخواستي‌ از دادگستري تقاضاي‌ صدور دستور مبني‌ بر سقط جنين‌ را خواستار شدند لذا خواهشمند است‌ اعلام‌ نماييد درصورت‌ تأييد پزشك‌ قانوني‌ آيا از لحاظ شرعي‌ و قانوني‌ مي توان‌ دستور به‌ سقط جنين‌ داد و اگر جان مادر در خطر باشد چه‌ وضعي‌ دارد و يا اگر مادر از لحاظ روحي‌ در عذاب‌ باشد چه‌ وضعي‌ دارد؟

 

 

 

متن پاسخ

 

در پاسخ‌ پرسش‌ فوق‌ چند سؤال‌ مطرح‌ است‌ كه‌ به‌ تفكيك‌ بايد به‌ آن‌ پرداخته‌ شود:
1 ـ جواز و عدم‌ جواز سقط جنين‌ بي‌ سر كه‌ بنابرنظر پزشك‌ متخصص ، مرده‌ به‌ دنيا خواهد آمد.
2 ـ جواز و عدم‌ جواز سقط جنين‌ در صورت‌ خطر جاني‌ براي‌ مادر.
3 ـ جواز و عدم‌ جواز سقط جنين‌ ناقص الخلقه‌ شديد در صورتي‌ كه‌ مادر از لحاظ روحي‌ در عذاب‌ شديدباشد.
روشن‌ است‌ كه‌ در بحث‌ سقط جنين‌ فروض‌ مختلف‌ ديگري‌ نيز مطرح‌ است‌ همانطور كه‌ هر يك‌ ازفرضهاي‌ بالا نيز چندين‌ صورت‌ دارد (نظير اين‌ كه‌ جنين‌ قبل‌ از ولوج‌ روح‌ بوده‌ باشد يا بعد از آن‌ و يا...)، ولي‌ ازآنجا كه‌ مورد سؤال‌ دادگاه‌ جنين‌ زير چهارماهگي‌ و قبل‌ از ولوج‌ روج‌ مي باشد1 و تأخير در پاسخگويي‌ ممكن است‌ موجب‌ فوت‌ اموري‌ باشد كه‌ شايد با گذر زمان‌ قابل‌ تدارك‌ نباشد لذا در اين‌ پاسخ‌ با محوريت‌ اين‌ فرض (قبل‌ از ولوج‌ روح ) در سه‌ سؤال‌ بالا پرداخته‌ مي شود و بحث‌ جامع‌ سقط جنين‌ در فروض‌ مختلف‌ به‌ آينده اي نزديك‌ موكول‌ مي شود.

 

پاسخ‌ سؤال‌ اول
جواز و عدم‌ جواز سقط جنين‌ ناقص‌ الخلقه‌ قبل‌ از ولوج‌ روح‌
در مورد سقط جنين‌ ناقص الخلقه ، به‌ شكل‌ كلي‌ آن ، ميان‌ فقهاي‌ عظام‌ اختلاف‌ نظر وجود دارد كه‌ بشرح زير است :
1 ـ بسياري‌ از فقهاي‌ عظام ، سقط جنين‌ را فقط به‌ جهت‌ ناقص‌ الخلقه‌ بودن‌ آن‌ و يا اين‌ كه‌ مي دانيم‌ مرده‌ به دنيا خواهد آمد جايز نمي دانند.

 

سؤال
اگر چنانچه‌ زني‌ كه‌ مبتلا به‌ جنون‌ است ، آبستن‌ شود، باتوجه‌ به‌ معيارهايي‌ كه‌ در دست‌ مي باشدبتوان‌ پيش بيني‌ نمود كه‌ بيماري‌ نامبرده‌ پيشرونده‌ است ، باتوجه‌ به‌ امكان‌ انتقال‌ بيماريهاي‌ رواني به‌ جنين‌ و همچنين‌ عدم‌ امكان‌ مراقبت‌ بيمار از فرزند خود، آيا سقط جنين‌ جايز است‌ يا خير؟

 

امام‌ خميني‌ (ره )
«جايز نيست .»2

 

سؤال
در مواردي‌ كه‌ امكان‌ وجود نقايص‌ مادرزادي‌ جسمي‌ و عقلي‌ و رواني‌ به‌ طور سرشتي‌ و يااكتسابي ، در مورد جنين‌ مطرح‌ مي باشد (مثل‌ انواع‌ بيماريهاي‌ ارثي‌ و يا ناشي‌ از تأثير مواد و داروها واشعه‌ ايكس‌ و غيره ) مي توان‌ به‌ سقط جنين‌ مبادرت‌ نمود؟ و آيا از اين‌ نظر تفاوتي‌ بين‌ جنين‌ زير و يابالاي‌ چهارماه‌ وجود دارد؟ آيا در صورتي‌ كه‌ وجود نقص‌ مزبور، اثبات‌ شود سقط جنين‌ جايز است ؟

 

امام‌ خميني‌ (ره )
«سقط جايز نيست‌ و فرق‌ نمي كند.»3

 

سؤال
حكم‌ اسقاط جنين‌ معلول ، عقب مانده‌ ذهني‌ يا ناقص الخلقه‌ چيست ؟ (بعد از ولوج‌ روح‌ يا قبل‌ از آن ،با رضايت‌ والدين‌ يا بدون‌ آن )4

 

آيت‌ الله‌ العظمي‌ محمدتقي‌ بهجت
«جايز نيست .»
آيت‌ الله‌ العظمي‌ ميرزا جواد تبريزي
«در هيچ‌ صورت‌ جايز نيست . والله‌ العالم .»
آيت‌ الله‌ العظمي‌ سيدعلي‌ خامنه اي
«عقب‌ مانده‌ يا ناقص الخلقه‌ بودن‌ جنين ، مجوز شرعي‌ براي‌ سقط آن‌ ـ حتي‌ قبل‌ از ولوج‌ روح‌ ـ نيست .»
آيت‌ الله‌ العظمي‌ لطف الله‌ صافي‌ گلپايگاني
«جايز نيست‌ و ديه‌ بر مباشر سقط است‌ و فرق‌ نمي كند كه‌ قبل‌ از ولوج‌ روح‌ باشد يا بعد از آن‌ با رضايت والدين‌ يا بدون‌ آن‌ والله‌ العالم .»
آيت‌ الله‌ العظمي‌ محمد فاضل‌ لنكراني
«جايز نيست‌ مگر اين‌ كه‌ جنين‌ كمتر از چهار ماه‌ داشته‌ باشد و بقاي‌ آن‌ موجب‌ مرگ‌ مادر شود.»
آيت‌ الله‌ العظمي‌ سيد عبدالكريم‌ موسوي‌ اردبيلي
«جايز نيست .»
آيت‌ الله‌ العظمي‌ حسين‌ نوري‌ همداني
«در هيچ‌ شرائطي‌ جايز نيست .»

 

سؤال
آيا در موارد زير قبل‌ از ولوج‌ روح‌ مي توان‌ سقط درماني‌ انجام‌ داد:
الف . بيماري هاي‌ كه‌ مي دانيم‌ مسلما جنين‌ پس‌ از تولد خواهد مرد.
ب . بيماري هاي‌ ژنتيكي
ج . ناهنجاري هاي‌ نوزادان‌ (مثل‌ آنانسفالي )

 

آيت‌ الله‌ العظمي‌ ناصر مكارم‌ شيرازي
«سقط جنين‌ در اين‌ موارد اشكال‌ دارد به‌ خصوص‌ اين‌ كه‌ پيش بيني هاي‌ فوق‌ جنبه‌ قطعي‌ ندارد.»5

 

سؤال
در مراكز درماني‌ تخصصي‌ بيماري هاي‌ زنان‌ و زايمان‌ مي توان‌ توسط آزمايشات‌ تشخيص‌ داد كه جنين‌ بعد از تولد دچار عقب ماندگي‌ ذهني‌ است‌ كه‌ بعدا به‌ طور قطع‌ منجر به‌ مرگ‌ وي‌ خواهد شد. آياكادر پزشكي‌ در اين‌ موارد مجاز به‌ سقط جنين‌ مي باشند يا خير؟

 

آيت‌ الله‌ العظمي‌ لطف الله‌ صافي‌ گلپايگاني
«عمل‌ مذكور، جايز نيست‌ هرچند قطع‌ داشته‌ باشيد كه‌ جنين‌ عقب‌ مانده‌ و بعدا هم‌ منجر به‌ مرگ‌ اومي شود، و ديه‌ هم‌ دارد كه‌ بر عهده‌ مباشر است‌ والله‌ العالم .»6

 

سؤال
با عكس برداري‌ از جنين‌ درون‌ شكم‌ مادري‌ معلوم‌ شده‌ كه‌ جنين‌ ناقص الخلقه‌ مي باشد كه‌ پس‌ ازتولد به‌ مانند تكه‌ گوشتي‌ به‌ كناري‌ خواهد افتاد و هيچگونه‌ فعاليتي‌ نمي تواند داشته‌ باشد و فاقدهرگونه‌ درك‌ و شعور انساني‌ خواهد بود، بفرماييد:
1 ـ آيا جايز است‌ در همان‌ حال‌ جنين‌ بودن‌ (قبل‌ از ولوج‌ روح‌ يا بعد از ولوج‌ روح ) وي‌ را از بين برد و جنين‌ را ساقط نمود؟
2 ـ اگر اين‌ طفل‌ به‌ دنيا آمد و سپس‌ مريض‌ شد، آيا جايز است‌ كه‌ هيچگونه‌ اقدامي‌ در مورد درمان وي‌ انجام‌ نداد تا زودتر بميرد و چه‌ بسا از درد و رنج‌ هم‌ راحت‌ شود؟

 

آيت‌ الله‌ العظمي‌ لطف الله‌ صافي‌ گلپايگاني
«1 و 2 ـ جايز نيست‌ والله‌ العالم .»7
ظاهرا مستند اين‌ قول‌ ادعاي‌ اطلاق‌ نسبت‌ به‌ مورد بحث‌ در روايت‌ اسحاق‌ بن‌ عمار و صحيحه‌ رفاعه مي باشد.
1 ـ عن‌ رفاعه‌ قال : قلت‌ لابي‌ عبدالله‌ (ع ) اشتري‌ الجاريه‌ فربما احتبس‌ طمثها من‌ فساد دم‌ او ريح‌ في‌ رحم فتسقي‌ دواء لذلك‌ فتطمث‌ من‌ يومها افيجوز لي‌ ذلك‌ و انا لا ادري‌ من‌ حبل‌ هو او غيره ؟ فقال‌ لي : لاتفعل‌ ذلك ،فقلت‌ له : انه‌ انما ارتفع‌ طمثها منها شهرا ولو كان‌ ذلك‌ من‌ حبل‌ انما كان‌ نطفه‌ كنطفه‌ الرجل‌ الذي‌ يعزل ، فقال‌ لي :ان‌ النطفه‌ اذا وقعت‌ في‌ الرحم‌ تصير الي‌ عقله ، ثم‌ الي‌ مضجه ، ثم‌ الي‌ ماشاء الله‌ و ان‌ النطفه‌ اذا وقعت‌ في‌ غيرالرحم‌ لم‌ يخلق‌ منها شي ء، فلا تسقها دواء اذا ارتفع‌ طمثها شهرا و جاز وقتها الذي‌ كانت‌ تطمث‌ فيه .8
2 ـ عن‌ اسحاق‌ بن‌ عمار قال‌ قلت‌ لابي‌ الحسن‌ (ع ): المرأه‌ تخاف‌ الحبل‌ فتشرب‌ الدواء فتلقي‌ ما في‌ بطنها؟قال : لا، فقلت : انما هو نطفه‌ فقال : ان‌ اول‌ ما يخلق‌ نطفه .9
2 ـ بعضي‌ از فقهاي‌ عظام‌ با اين‌ قيود كه‌ جنين‌ قبل‌ از رسيدن‌ به‌ مرحله‌ كامل‌ شدن‌ بوده‌ باشد و ناقص الخلقه‌ بودن‌ وي‌ نيز قطعي‌ و شديد بوده‌ باشد، قائل‌ به‌ جواز سقط جنين‌ ناقص الخلقه‌ شده اند.

 

سؤال
در زن‌ حامله اي‌ كه‌ مبتلا به‌ سرطان‌ رحم‌ شده‌ است‌ و درمان‌ آن‌ هم‌ به‌ اشعه‌ درماني‌ نياز دارد ودادن‌ اشعه‌ هم‌ باعث‌ ناقص الخلقه‌ شدن‌ جنين‌ مي شود آيا مي توان‌ قبل‌ از اشعه‌ درماني‌ سقط درماني كرد؟

 

آيت‌ الله‌ العظمي‌ ناصر مكارم‌ شيرازي
«اگر ناقص الخلقه‌ شدن‌ او قطعي‌ و شديد است‌ و در مراحل‌ نخستين‌ بارداري‌ و قبل‌ از رسيدن‌ به‌ مرحله جنين‌ كامل‌ باشد و راه‌ درمان‌ نيز منحصر به‌ اين‌ راه‌ گردد مانعي‌ ندارد.10»
چنانچه‌ از اين‌ فتوي‌ برمي آيد روشن‌ است‌ كه‌ در مورد سؤال‌ محكمه ، اگر تشخيص ، قطعي‌ بوده‌ باشد طبق اين‌ نظر به‌ طريق‌ اولي‌ سقط آن‌ جايز است .

 

سؤال
اگر مادر در دوران‌ بارداري‌ مبتلا به‌ بيماري‌ شود به‌ طوري‌ كه‌ احتمال‌ مردن‌ جنين‌ يا تولد با نقص برود مانند كوري ، اشكالات‌ مغزي‌ و... آيا در اين گونه‌ موارد با تقاضاي‌ مادر اقدام‌ به‌ سقط جنين‌ ازسوي‌ پزشك‌ جايز است ؟ در صورت‌ جواز آيا محدود به‌ دوره‌ خاصي‌ است ؟

 

آيت‌ الله‌ العظمي‌ سيد عبدالكريم‌ موسوي‌ اردبيلي
«در هيچ‌ دوره اي‌ با صرف‌ احتمال‌ جايز نيست‌ و در صورت‌ اطمينان‌ پيش‌ از ولوج‌ روح‌ جايز است خصوصا در صورتي‌ كه‌ وجود مادر و بچه‌ هر دو در خطر باشند... .11»
تذكر
روشن‌ است‌ كه‌ حكم‌ به‌ جواز سقط جنين‌ در مورد سؤال‌ محكمه‌ (جنين‌ ناقص‌ الخلقه‌ فاقد سر) بسيارآسانتر از حكم‌ جواز سقط جنين‌ ناقص الخلقه‌ به‌ شكل‌ مطلق‌ مي باشد لذا از فتاوي اي‌ كه‌ دال‌ بر عدم‌ جواز سقطجنين‌ ناقص الخلقه‌ به‌ شكل‌ كلي‌ است ، نمي توان‌ استفاده‌ نمود كه‌ صاحبان‌ آن‌ در ما نحن‌ فيه‌ قائل‌ به‌ عدم‌ جوازهستند.
ظاهرا مستند جواز سقط جنين‌ در صورت‌ ناقص الخلقه‌ بودن‌ جنين‌ قبل‌ از ولوج‌ روح ، مي تواند انكار و يالااقل‌ تشكيك‌ در اصل‌ اطلاق‌ در دو روايت‌ سابق‌ نسبت‌ به‌ مورد بحث‌ و اصاله‌ البرائه ، بوده‌ باشد و اگرچه‌ اين استناد قابل‌ مناقشاتي‌ مي باشد ليكن‌ ظاهرا حق‌ آن‌ است‌ كه‌ مناقشات‌ مطرح‌ در آن‌ قابل‌ جواب‌ است .
پاسخ‌ سؤال‌ دوم
جواز و عدم‌ جواز سقط جنين‌ در صورت‌ خطر جاني‌ براي‌ مادر قبل‌ از ولوج‌ روح‌ بنابر نظر فقهاي‌ عظام معاصر در صورتيكه‌ جنين‌ قبل‌ از ولوج‌ روح‌ بوده‌ باشد و براي‌ مادر خطر جاني‌ داشته‌ باشد قائل‌ به‌ جواز سقطآن‌ مي باشند.

 

سؤال
زني‌ حامله‌ شده‌ است‌ و تقريبا يك‌ ماه‌ و نيم‌ از حاملگي‌ او مي گذرد و دكترها مي گويند براي‌ مادرخطر جاني‌ دارد و موجب‌ فلج‌ شدن‌ مادر است‌ آيا جايز است‌ بچه‌ را سقط كند يا نه ؟
امام‌ خميني‌ (ره )
«اگر ضرر و خطر جاني‌ براي‌ مادر دارد قبل‌ از دميده‌ شدن‌ روح‌ در جنين‌ اسقاط جايز است .12»

 

سؤال
هرگاه‌ دكتر تشخيص‌ دهد كه‌ حمل‌ براي‌ مادر زيان‌ دارد و اگر در شكم‌ بماند يا هر دو مي ميرند يايكي‌ از آن‌ دو آيا جايز است‌ سقط جنين ؟

 

آيت‌ الله‌ العظمي‌ محمدعلي‌ اراكي‌ (ره )
«قتل‌ نفس‌ محترمه‌ جايز نيست‌ و تقيه‌ در قتل‌ جريان‌ ندارد و اين‌ مسأله‌ با حفظ نفس‌ فرق‌ دارد. بله‌ اگر قبل از ولوج‌ روح‌ باشد و اطمينان‌ از گفته‌ دكتر حاصل‌ شود به‌ اين‌ كه‌ در صورت‌ بقاء حمل‌ مي ميرد جايز است .13»

 

سؤال
ما هو حكم‌ اسقاط الجنين‌ في‌ نفسه‌ و ما هو حكمه‌ فيما لو كان‌ في‌ بقاء الحمل‌ خطر علي‌ حياه‌ الأم ؟ وعلي‌ فرض‌ الجواز فهل‌ يفرق‌ بين‌ ما قبل‌ ولوج‌ الروح‌ فيه‌ و بين‌ ما بعده ؟

 

آيت‌ الله‌ العظمي‌ سيدعلي‌ خامنه اي
«اسقاط الجنين‌ حرام‌ شرعا و لايجوز بحال‌ الا فيما اذا كان‌ في‌ بقاء الحمل‌ خطر علي‌ حياه‌ الام‌ فلا مانع‌ في خصوص‌ هذه‌ الحاله‌ من‌ اسقاط الجنين‌ قبل‌ ولوج‌ الروح‌ فيه ....14»

 

سؤال
حكم‌ اسقاط جنيني‌ كه‌ نمو آن‌ براي‌ مادر خطرناك‌ است‌ چيست ؟15

 

آيت‌ الله‌ العظمي‌ محمدتقي‌ بهجت
«اگر روح‌ در آن‌ دميده‌ نشده‌ و براي‌ مادر خطر جاني‌ دارد جايز است‌ والله‌ العالم .»
آيت‌ الله‌ العظمي‌ ميرزاجواد تبريزي
«چنانچه‌ بقاء جنين‌ براي‌ جان‌ مادر خطر داشته‌ باشد مادر مي تواند با خوردن‌ دوا و امثال‌ آن‌ جنين‌ را بكشدو پس‌ از مردن‌ جنين‌ اخراج‌ آن‌ توسط طبيب‌ مانعي‌ ندارد. والله‌ العالم .»
آيت‌ الله‌ العظمي‌ سيدعلي‌ سيستاني
«اگر روح‌ در آن‌ دميده‌ نشده‌ است‌ اشكال‌ ندارد ولي‌ بر مباشر اسقاط ديه‌ واجب‌ است‌ براي‌ پدر و مادر، ومي توانند ببخشند و اگر روح‌ دارد جايز نيست .»
آيت‌ الله‌ العظمي‌ لطف الله‌ صافي‌ گلپايگاني
«اگر روح‌ در جنين‌ دميده‌ شده‌ سقط جايز نيست‌ و اگر روح‌ دميده‌ نشده‌ در صورتي‌ كه‌ علم‌ حاصل‌ شود كه خطر مرگ‌ بر مادر حتمي‌ است‌ سقط جايز است‌ والله‌ العالم .»
آيت‌ الله‌ العظمي‌ محمد فاضل‌ لنكراني
«فقط در صورتي‌ سقط جنين‌ توسط مادر جايز است‌ كه‌ بقاء بر آن‌ موجب‌ مرگ‌ مادر شود يا موجب‌ عسر وحرج‌ شديد در حد مرگ‌ براي‌ مادر شود.»
آيت‌ الله‌ العظمي‌ سيد عبدالكريم‌ موسوي‌ اردبيلي
«در صورتي‌ كه‌ ثابت‌ شود كه‌ براي‌ مادر خطر جاني‌ قطعي‌ دارد و معالجه‌ و حفظ جان‌ مادر مستلزم‌ اسقاطجنين‌ باشد جايز است .»

 

سؤال
آيا سقط جنين‌ جايز است‌ و اگر جايز باشد ديه‌ دارد؟

 

آيت‌ الله‌ العظمي‌ ناصر مكارم‌ شيرازي
«در صورتي‌ كه‌ از گفته‌ متخصصين‌ يقين‌ يا خوف‌ خطر يا ضرر مهمي‌ حاصل‌ شود اقدام‌ به‌ سقط جنين‌ جايزاست‌ (مادامي‌ كه‌ به‌ صورت‌ انسان‌ كامل‌ درنيامده‌ باشد) و چون‌ احتمال‌ تعلق‌ ديه‌ مي رود احتياط آن‌ است‌ كه ورثه‌ اين‌ كودك‌ (غير از پدر و مادر) با ميل‌ و رضاي‌ خود از آن‌ صرف نظر كنند.16»

 

سؤال‌
طبق‌ تشخيص‌ متخصصين‌ اگر حاملگي‌ ادامه‌ پيدا كند، خطر فساد عضو براي‌ مادر وجود دارد آيااسقاط جنين‌ در اين‌ صورت‌ جايز است‌ يا خير؟

 

امام‌ خميني‌ (ره )
«در فرض‌ مذكور با تجويز دكتر مورد وثوق‌ قبل‌ از ولوج‌ روح‌ سقط مانعي‌ ندارد.17»

 

سؤال
ما هي‌ موارد جواز اسقاط الجنين ؟

 

آيت‌ الله‌ العظمي‌ سيد ابوالقاسم‌ خويي‌ (ره )
«اذا كان‌ قبل‌ ولوج‌ الروح‌ و كان‌ حمل‌ الجنين‌ ضررا عليها بحيث‌ لايكون‌ قابلا للتحمل‌ جاز اسقاطه‌ و اما اذاكان‌ بعد ولوج‌ الروح‌ فان‌ كان‌ بقاؤه‌ مؤديا الي‌ هلاكها جاز اسقاطه‌ والا فلا.18»

 

سؤال
خانمي‌ بر اثر وضع‌ حمل‌ زياد گرفتار امراض‌ گوناگون‌ از قبيل‌ استخوان‌ درد و ضعف‌ اعصاب شديد و ناراحتي‌ قلبي‌ شده ، باتوجه‌ به‌ عوارض‌ فوق‌ اگر مجددا حامله‌ شود خود يا دكتر مي توانندجنين‌ را پيش‌ از دميدن‌ روح‌ از بين‌ ببرند؟ مخفي‌ نماند كه‌ حامله‌ شدن‌ خانم‌ نامبرده‌ براي‌ وي‌ غير قابل تحمل‌ است‌ و ضرر شديد دارد.

 

آيت‌ الله‌ العظمي‌ ميرزا جواد تبريزي
«چنانچه‌ از حمل‌ جديد خوف‌ بر نفس‌ داشته‌ باشد يا به‌ حرجي‌ بيفتد كه‌ زندگيش‌ مختل‌ مي شود مي تواندجلوگيري‌ كند ولو با عقيم‌ كردن‌ خود، ولي‌ اگر حامله‌ شد نمي تواند اسقاط كند چه‌ خودش‌ و چه‌ دكتر بلي‌ اگربقاي‌ حمل‌ موجب‌ ضرر غير قابل‌ تحمل‌ باشد، در فرض‌ قبل‌ از دميدن‌ روح‌ خود زن‌ مي تواند اسقاط كند ياكاري‌ كند كه‌ جنين‌ تلف‌ شود و بعد دكتر آن‌ را خارج‌ كند ولو با قطعه‌ قطعه‌ كردن‌ والله‌ العالم .19»

 

سؤال
اگر ادامه‌ حمل‌ براي‌ مادر ضرر معتنابه‌ يا خطر جاني‌ داشته‌ باشد آيا اسقاط آن‌ جايز است‌ يا نه ؟ وبر فرض‌ جواز حكم‌ ديه‌ آن‌ چيست ؟

 

آيت‌ الله‌ العظمي‌ محمد فاضل‌ لنكراني
«در صورت‌ دميده‌ شدن‌ روح‌ مطلقا جايز نيست‌ و در صورت‌ عدم‌ دميده‌ شدن‌ روح ، اگر طبق‌ تشخيص دكتر متخصص‌ و مورد اطمينان ، بقاي‌ حمل‌ براي‌ مادرش‌ خطر جاني‌ داشته‌ باشد يا مستلزم‌ ضرر يا درد غيرقابل تحمل‌ باشد اسقاط مانعي‌ ندارد و نسبت‌ به‌ ديه‌ آن‌ با پدر جنين‌ مصالحه‌ شود يا وي‌ مباشر سقط را بري‌ الذمه‌ وحلال‌ كند.20»

 

سؤال
خانمي‌ دچار بيماري‌ چشمي‌ گرديده‌ كه‌ اطباء نظر به‌ عمل‌ جراحي‌ به‌ طور اورژانسي‌ داده اند، امامتأسفانه‌ اين‌ خانم‌ داراي‌ حمل‌ سه‌ ماهه‌ مي باشد كه‌ بايد سقط جنين‌ انجام‌ دهد و بعد عمل‌ جراحي چشم‌ را به‌ انجام‌ برساند و اگر چشم‌ خود را عمل‌ نكند كور مي شود و همچنين‌ ضررهاي‌ زيادي‌ نسبت به‌ جنين‌ وارد مي گردد در اين‌ صورت‌ آيا سقط جنين‌ جايز است ؟

 

آيت‌ الله‌ العظمي‌ ناصر مكارم‌ شيرازي
«در فرض‌ مسأله‌ پايان‌ دادن‌ به‌ بارداري‌ ظاهرا مانعي‌ ندارد.21»
چنانچه‌ ملاحظه‌ مي شود بعضي‌ از فقهاي‌ عظام‌ صرف‌ خطرناك‌ بودن‌ و يا ضرر غيرقابل‌ تحمل‌ و يا ضررمهم‌ و يا فساد عضو براي‌ مادر را در جواز سقط جنين ، قبل‌ از كامل‌ شدن‌ جنين ، كافي‌ مي دانند و لازم‌ نمي دانندكه‌ حتما، ضرر متوجه‌ مادر، ضرر مرگ‌ بوده‌ باشد.
پاسخ‌ سؤال‌ سوم
جواز و عدم‌ جواز سقط جنين‌ ناقص الخلقه‌ قبل‌ از ولوج‌ روح‌ در صورتي‌ كه‌ مادر از لحاظ روحي‌ در عذاب شديد باشد.
بعضي‌ از مراجع‌ عظام‌ در موارد تحقق‌ يا لزوم‌ عسر و حرج ، با قيودي‌ فتوا به‌ جواز سقط جنين ، قبل‌ از ولوج روح‌ داده اند.

 

سؤال
اگر ادامه‌ حمل‌ براي‌ مادر ضرر معتنا به‌ يا خطر جاني‌ داشته‌ باشد، آيا اسقاط آن‌ جايز است‌ يا نه ؟و بر فرض‌ جواز، حكم‌ ديه‌ آن‌ چيست ؟

 

آيت‌ الله‌ العظمي‌ محمد فاضل‌ لنكراني
«در صورت‌ دميده‌ شدن‌ روح‌ مطلقا جايز نيست‌ و در صورت‌ عدم‌ دميده‌ شدن‌ روح‌ اگر طبق‌ تشخيص‌ دكترمتخصص‌ و مورد اطمينان ، بقاي‌ حمل‌ براي‌ مادرش‌ خطر جاني‌ داشته‌ باشد يا مستلزم‌ ضرر، يا درد غير قابل تحمل‌ باشد، اسقاط مانعي‌ ندارد و نسبت‌ به‌ ديه‌ آن‌ با پدر جنين‌ مصالحه‌ شود يا وي‌ مباشر سقط را بري‌ الذمه‌ وحلال‌ كند.22»

 

سؤال
دختري‌ اغفال‌ شده‌ و بر اثر عمل‌ زنا داراي‌ حمل‌ گرديده‌ است ... در فرض‌ بالا دختر از پدر وبرادرهاي‌ خود ترس‌ دارد و احتمال‌ مي دهد اگر بفهمند او را بكشند يا لااقل‌ اذيت‌ و آزار جسمي‌ و روحي غيرقابل‌ تحمل‌ كنند، آيا در چنين‌ فرضي‌ جايز است‌ قبل‌ از آن‌ كه‌ آنان‌ متوجه‌ قضيه‌ شوند بچه‌ را سقطكند؟

 

آيت‌ الله‌ العظمي‌ محمد فاضل‌ لنكراني
«در فرض‌ سؤال‌ اذيت‌ و ترساندن‌ دختر حرام‌ است . و اگر در جنين‌ روح‌ دميده‌ باشد، سقط آن‌ به‌ هيچ‌ وجه جايز نيست ، بلي‌ اگر روح‌ در آن‌ دميده‌ نشده‌ (قبل‌ از چهار ماهگي ) و مراحل‌ اوليه‌ را طي‌ مي كند در صورتي‌ كه دختر اطمينان‌ دارد و احتمال‌ عقلايي‌ بدهد كه‌ اگر جنين‌ را سقط نكند مورد آزار و اذيت‌ غيرقابل‌ تحمل‌ قرارمي گيرد و در عسروحرج‌ شديد واقع‌ مي شود در چنين‌ فرضي‌ بعيد نيست‌ كه‌ سقط جنين‌ حرام‌ نباشد. ولي‌ بايدديه‌ آن‌ را بدهد و... .23»

 

سؤال
بيماري‌ تالاسمي‌ نوعي‌ بيماري‌ كم‌ خوني‌ مهلك‌ ژنتيكي‌ است‌ كه‌ به‌ دو صورت‌ بروز مي كند:
الف . نوع‌ مينور (نهفته ): كه‌ علامت‌ واضح‌ جسماني‌ ندارد و فقط از طريق‌ آزمايش‌ ژنتيكي مشخص‌ مي شود.
ب . نوع‌ ماژور (بارز): كه‌ علائم‌ واضح‌ جسماني‌ داشته‌ و بيمار مبتلا به‌ آن‌ دچار كم‌ خوني‌ شديدبوده‌ و در صورت‌ عدم‌ رسيدگي‌ دقيق‌ در سنين‌ اوليه‌ عمر فوت‌ مي كند و در صورت‌ رسيدگي‌ دقيق مانند: تزريق هاي‌ مكرر خون‌ (هر 2 هفته‌ يكبار) ـ مصرف‌ داروها و آمپول هاي‌ مختلف‌ تخصصي‌ كه بسيار گران‌ قيمت‌ مي باشند ـ مراجعات‌ مكرر به‌ مراكز درماني‌ تخصصي‌ و غيره‌ شايد تا سنين بيشتري‌ دوام‌ آورند. مبتلايان‌ به‌ اين‌ نوع‌ بيماري‌ فوق‌ العاده‌ حساس‌ بوده‌ و معمولا دچار عوارض مهلك‌ بيماري‌ اعم‌ از عفونت هاي‌ خطرناك ، تغيير شكل‌ كريه‌ در استخوان هاي‌ صورت‌ و بدن ، تغيير رنگ پوست‌ و... شده‌ و زحمات‌ فراواني‌ را به‌ لحاظ نگهداري‌ و صرف‌ هزينه هاي‌ مالي‌ زياد، متحمل خانواده ها و دولت‌ مي نمايند. از قبيل : تاسيس‌ مراكز مختص‌ به‌ بيماري ، نياز به‌ تهيه‌ خون‌ فراوان‌ براي تزريقات‌ مكرر، پرداخت‌ سوبسيد دولتي‌ جهت‌ تهيه‌ داروها و لوازم‌ مربوطه‌ و...
فرزندان‌ حاصل‌ از ازدواج‌ دو نفر مبتلا به‌ تالاسمي‌ مينور (نهفته ) كه‌ فقط از طريق‌ آزمايش ژنتيكي‌ قابل‌ تشخيص‌ مي باشد، مي تواند منجر به‌ دو حالت‌ شود:
1 ـ نوزاد سالم .
2 ـ نوزاد مبتلا به‌ تالاسمي‌ ماژور (كه‌ احتمال‌ تعيين‌ بروز بيماري‌ در نوزاد دقيقا مشخص نمي باشد).
تا قبل‌ از هفته‌ 8 الي‌ 10 حاملگي‌ نمي توان‌ از نتيجه‌ باروري‌ مطلع‌ گرديد و فقط در حوالي‌ هفته هاي 8 الي‌ 10 حاملگي‌ و از آن‌ به‌ بعد است‌ كه‌ مي توان‌ با نمونه‌ برداري‌ از جنين‌ و ضمائم‌ آن‌ در داخل‌ رحم‌ وبررسي‌ ژنتيكي‌ نمونه‌ مربوطه ،، وجود يا عدم‌ وجود بيماري‌ را در جنين‌ تشخيص‌ داد.
بنده‌ به‌ عنوان‌ پزشك‌ داراي‌ يك‌ زوج‌ بيمار مبتلا به‌ تالاسمي‌ مينور هستم‌ (بدون‌ نشانه هاي‌ بارزجسماني ) كه‌ متاسفانه‌ قبل‌ از ازدواج‌ آزمايش‌ ژنتيكي‌ انجام‌ نداده‌ و در نتيجه‌ صاحب‌ سه‌ فرزند مبتلابه‌ تالاسمي‌ ماژور (بانشانه هاي‌ بارز جسماني ) گرديده اند. (البته‌ به‌ اين‌ اميد كه‌ شايد يكي‌ بعد ازديگري‌ سالم‌ باشد). فرزند ارشد در سن‌ 13 سالگي‌ به‌ دليل‌ عوارض‌ بيماري‌ فوت‌ نموده‌ است‌ و تمامي سعي‌ و تلاس‌ و توان‌ جسمي‌ و مالي‌ اين‌ زوج‌ مصروف‌ نگهداري‌ از دو فرزند باقيمانده‌ است‌ كه‌ دقيقاايشان‌ را هم‌ به‌ لحاظ روحي‌ و هم‌ به‌ لحاظ مالي‌ دچار معضل‌ نموده‌ است . پدر بيمار كه‌ اتفاقا ازمسؤولين‌ مؤمن‌ و متعهد مملكتي‌ نيز مي باشند، حاضر نيست‌ كه‌ همسر ديگري‌ اختيار نمايد و كانون خانوادگي‌ خود را دچار مشكل‌ نموده‌ بر عذاب‌ زوجه‌ خويش‌ بيافزايد. ولي‌ خود و همسرشان‌ آرزومندندكه‌ با توجه‌ به‌ احتمال‌ موجود، صاحب‌ حداقل‌ يك‌ فرزند سالم‌ باشند و به‌ دليل‌ عدم‌ امكان‌ تشخيص بيماري‌ در نوزاد تا قبل‌ از هفته‌ 8 الي‌ 10 حاملگي‌ و نيز عدم‌ وضوح‌ حكم‌ شرعي‌ در مورد مجوز سقطجنين‌ مبتلا، ديگر حاضر به‌ انجام‌ ريسك‌ در مورد حاملگي‌ مجدد همسرش‌ نمي باشد. در خارج‌ از كشوربراي‌ جلوگيري‌ از اتلاف‌ سرمايه هاي‌ انساني ، مالي ، و زماني ، بعد از احراز تشخيص‌ بيماري‌ در جنين (در طي‌ هفته‌ 8 الي‌ 10)، اجازه‌ سقط قانوني‌ صادر گرديده‌ و پدر و مادر و نيز جامعه‌ و دولت‌ را ازمشكلات‌ فراوان‌ روحي‌ رواني‌ و اجتماعي‌ حاصل‌ از اين‌ گونه‌ بيماران‌ نجات‌ مي دهند. در داخل‌ كشورطبق‌ مقررات‌ جاري‌ حكومت‌ اسلامي ، در صورت‌ احتمال‌ بالاي‌ ايجاد عوارض‌ جنيني‌ مثلا در موردي‌ كه مادر تحت‌ تابش‌ مقادير بالاي‌ اشعه‌ ايكس‌ قرار گيرد، اجازه‌ سقط قانوني‌ از طرف‌ شوراي‌ تخصصي پزشكي‌ قانوني‌ صادر مي گردد. مستدعي‌ است‌ با توجه‌ به‌ مسائل‌ فوق ، وظيفه‌ شرعي‌ پزشكي‌ در مورداجازه‌ سقط جنين‌ در صورت‌ احراز تشخيص‌ بيماري‌ فوق‌ (تالاسمي‌ ماژور) در طي‌ هفته هاي‌ 8 الي‌ 10حاملگي‌ يا بعد از آن‌ را معين‌ و مشخص‌ فرماييد.

 

آيت‌ الله‌ العظمي‌ سيد علي‌ خامنه اي
«اگر تشخيص‌ بيماري‌ در جنين‌ قطعي‌ است‌ و داشتن‌ و نگهداشتن‌ چنين‌ فرزندي‌ موجب‌ حرج‌ است‌ ـ كمااين‌ كه‌ نوعا چنين‌ است‌ ـ در اين‌ صورت‌ جايز است‌ قبل‌ از دميده‌ شدن‌ روح‌ در جنين‌ آن‌ را اسقاط كنند، ولي بنابر احتياط، ديه‌ آن‌ پرداخته‌ شود».24

 

سؤال
اگر توسط آزمايشات‌ پزشكي‌ معلوم‌ شود جنين‌ در شكم‌ مادر از نظر جسمي‌ يا عقلي‌ نقص‌ مهمي دارد، آيا سقط جنين‌ جايز است ؟

 

آيت‌ الله‌ العظمي‌ محمد فاضل‌ لنكراني
«نقص‌ جنين‌ مجوز سقط آن‌ نمي شود، خصوصا بعد از ولوج‌ روح ، بلي‌ چنان چه‌ قبل‌ از آن‌ كه‌ در او روح دميده‌ شود، به‌ شرحي‌ كه‌ در جلد اول ، جامع‌ المسائل ، پاسخ‌ سوال‌ 1946 بيان‌ شده ، معلوم‌ شود و يقين‌ كنندكه‌ جنين‌ ناقص‌ است‌ و نقص‌ او به‌ حدي‌ است‌ كه‌ اگر بماند و به‌ همان‌ نحو متولد شود نگهداري‌ او موجب‌ عسرو حرج‌ شديد و غير قابل‌ تحمل‌ براي‌ والدين‌ خصوصا مادر او شود در چنين‌ صورتي‌ ظاهرا خود مادر مي تواندآن‌ را سقط كند ولي‌ ديه‌ آن‌ را طبق‌ همان‌ مساله‌ به‌ پدر جنين‌ بدهد. يا اين‌ كه‌ پدر جنين‌ وي‌ را حلال‌ و بري ء الذمه كند».25

 

سؤال
آيا سقط عمدي‌ جنيني‌ كه‌ مطمئنيم‌ يا احتمال‌ مي دهيم ، معيوب‌ و نارسا مي باشد در هر ماهي‌ ازبارداري‌ اگر ديه‌ لازمه‌ هم‌ پرداخت‌ شود، مجاز است ؟

 

آيت‌ الله‌ العظمي‌ ناصر مكارم‌ شيرازي
«هرگاه‌ در مراحل‌ ابتدايي‌ جنين‌ باشد و جنين‌ به‌ صورت‌ انسان‌ كامل‌ در نيامده‌ باشد و باقي‌ ماندن‌ جنين‌ درآن‌ حالت‌ و سپس‌ تولد ناقص‌ آن‌ باعث‌ عسر و حرج‌ شديد براي‌ پدر و مادر گردد، با اين‌ شرايط مانعي‌ ندارد واحتياطا بايد ديه‌ را بدهند».26

 

سؤال
حكم‌ اسقاط جنين‌ معلول‌ عقب‌ مانده‌ ذهني‌ يا ناقص الخلقه‌ چيست ؟ (بعد از ولوج‌ روح‌ يا قبل‌ از آن با رضايت‌ والدين‌ يا بدون‌ آن )

 

آيت‌ الله‌ العظمي‌ سيدعلي‌ سيستاني
«در هيچ‌ حالي‌ جايز نيست‌ مگر اين‌ كه‌ بقاي‌ آن‌ در شكم‌ مادر براي‌ او موجب‌ ضرر و يا حرج‌ فوق‌ تحمل باشد و روح‌ در او ندميده‌ باشد.»
مستند اين‌ ديدگاه‌ در جواز سقط مذكور، قاعده‌ لاحرج‌ است‌ و ظاهرا اين‌ قاعده‌ اختصاص‌ به‌ موارد عسر وحرج‌ جسمي‌ ندارد و شامل‌ عسر و حرج‌ روحي‌ نيز مي باشد بلكه‌ بعيد نيست‌ گفته‌ شود كه‌ حرج‌ اختصاص‌ به فشارهاي‌ روحي‌ دارد27 و در مواردي‌ هم‌ كه‌ اطلاق‌ بر فشارهاي‌ جسمي‌ و فيزيكي‌ مي شود به‌ جهت‌ آن‌ است‌ كه فشارهاي‌ جسمي‌ موجب‌ و همراه‌ فشارهاي‌ روحي‌ است‌ و معلوم‌ نيست‌ كه‌ اگر فشارهاي‌ جسمي‌ به‌ جهتي موجب‌ تنگي‌ و ضيق‌ بر روح‌ نگردد حرج‌ بر آن‌ صدق‌ كند.
بنابراين‌ ظاهرا طبق‌ اين‌ فتاوي‌ در مورد سؤال‌ دادگاه ، اگر وجود جنين‌ ناقص‌ موجب‌ عسر و حرج‌ شديد و ياغيرقابل‌ تحمل‌ براي‌ مادر بوده‌ باشد اسقاط آن‌ قبل‌ از ولوج‌ روح‌ و قبل‌ از آن‌ كه‌ به‌ صورت‌ انسان‌ كامل‌ درآيدجايز است .

 

 
» موضوعات مطالب سایت «
 
 
مدرسه حقوق ایرانصفحه اصلی || درباره ما || پاسخ به سوالات شما || تماس با ما
feed-image